برای پاسخ به کارشناسان و تحلیل گران

برای پاسخ به کارشناسان و تحلیل گران سیاسی و جامعه شناس ها ومردم شناس ها و سایر شناس که همواره می پرسند چرا مردم خیزش نمی کنن و بساط ظلم و ستم را جمع نمی کنن مطلب زیر رو نوشتم:

ما اکنون بانسلی روبرو هستیم که از سایه اش خودش هم می ترسه!

ادامه نوشته

روغنهای موتور عددی بصورت ۱۰W40  

اگر کمی دقت کرده باشید حتما دیده اید که روی قوطی روغنهای موتور عددی بصورت ۱۰W40 نوشته شده مفهوم آن ساده است این عدد میزان viscosity یا همان گرانروی ( به زبان ساده میزان غلظت روغن را) در هوای سرد و گرم نشان می دهدعدد قبل از دبلیو مثلا عدد (۱۰)، ضریب گرانروی روغن در هوای سرد ( زمستان) و عدد بعد از دبلیو مثلا (۴۰)، ضریب گرانروی روغن در هوای گرم (تابستان) نشان می دهدبرای متاطق سردسیر مثل اراک و تبریز عدد قبل از w هر جه کمتر باشد بهتر است چون بالا بودن ان باعث میشود در زمستانها روغن خیلی سفت و غلیظ شودبطور خلاصه :استفاده از روغنهایی با ضرایب کمتر گرانروی روغن در دمای پایین و ضریب بیشتر گرانروی روغن در دمای بالا، که البته گران تر هم هستند، باعث می شود موتور در زمستان راحت تر روشن شود. در مناطقی چون ماهشهر و ممکو که هوا در تابستان ها بشدت گرم است عدد بعد از W هرچقدر بالاتر باشد بهتر است چون در هوای گرم غلظت روغن خیلی کاهش پیدا می کند. میزان گرانروی خودروهای خادجی بعد از سال ۲۰۱۴ تغییر کرده و باید رقیق تر باشند چون خلاصی clearance بین یاتاقانها و مبل لنگ و بین پیستون و سیلندر خیلی کمتر شده است .توجه به این ضریب یکی از روشهای انتخاب روغن موتور مناسب خودرو است .

سنسور اکسیژن و خرابی آن در خودروسنسور اکسیژن

سنسور اکسیژن و خرابی آن در خودروسنسور اکسیژن

نقش مهمی در سیستم انژکتوري ایفا می‌کند. این سنسور با دود خروجی از اگزوز در تماس مستقیم بوده و به اکسیژن موجود در گازهای خروجی اگزوز حساس است.سنسور اکسیژن اجزای سنسور اکسیژن چیست املاتور سنسور اکسیژن انواع سنسور اکسیژن ایراد سنسور اکسیژن بررسی سنسور اکسیژن بهترین سنسور اکسیژن 206 تعویض سنسور اکسیژن پژو 206 تعویض سنسور اکسیژن سمند وظیفه سنسور اکسیژن پژو 206 راه های کاهش مصرف سوخت پراید چندتا سنسور اکسیژن داره تعداد سنسور اکسیژن سمند تعداد سنسور اکسیژن پژو 207سنسور اکسیژن مقدار اکسیژن موجود در گازهای خروجی را سنجیده و آن را تبدل به ولتاژ می‌کند و به ایسیو ارسال می کند. ولتاژ توليدي اين سنسور بین ۱/۰ تا ۹/۰ ولت متغیر است.شرح کار سنسور اکسیژنایسیو بر اساس اطلاعات دریافتی سنسور اکسیژن فعالیت‌های زیر را انجام می‌دهد:۱ـ مخلوط سوخت و هوا را تنظیم می‌کند. ۲ـ تزریق هوای درون اگزوز را کنترل می‌کند.هر گاه سنسور اکسیژن ولتاژ بالاتری را نشان دهد بدین معناست که مقدار اکسیژن موجود در گازهای خروجی اگزوز کاهش یافته و نشانه غنی بودن سوخت (سوخت بیشتر و هوا کمتر) می‌باشد و هرگاه سنسور ولتاژ پائینتری را نشان می‌دهد بدین معناست که مقدار اکسیژن موجود در گازها خروجی اگزوز افزایش يافته كه نشانه فقیر یا رقیق بودن سوخت (سوخت کمتر و هوا بیشتر) می باشد.

تعویض سنسور اکسیژن پژودر صورت خرابی سنسور اکسیژن خودرو دود سیاه میکند، مصرف سوخت بالا می‌رود، خودرو بد کار میکند و شتاب ندارد. یکی از بارزترین علائم خرابی سنسور اکسیژن بوی خامسوزی است. در صورت خرابی این سنسور بوی خامسوزی از اگزوز استشمام میشود.عیب یابی سنسور اکسیژن با دستگاه دیاگپارامتر سنسور اکسیژن بعد از کاتالیست روی عدد ۰.۴۵ همیشه ثابت است ولی در خودرو های دارای دو سنسور اکسیژن، باید این مقدار در هر دو سنسور متغیر باشدولتاژ تولیدی سنسور دائما بین ۰.۱ الی ۰.۹ ولت متغییر استاگر ولتاژ تمایل به سمت ۰.۱ ولت داشته باشد سوخت رقیق است و اکسیژن زیاداگر ولتاژ تمایل به سمت ۰.۹ ولت داشته باشد سوخت غلیظ است و اکسیژن کمدر هنگام تست سنسور اکسیژن با دستگاه دیاگ دقت کنید مقدار ولتاژ سیگنال از سنسور اکسیژن ثابت نباشد و متغییر باشد در غیر این صورت سنسور سوخته استخرابی سنسور اکسیژن باعث روشن شدن چراغ عیب یاب شده ولی خودرو روشن می شود و دچار خام سوزی است و موتور بد کار میکند:white_check_mark: وظیفه سنسور قبل از کاتالیست تنظیم نسبت سوخت و هوا ست و سنسور بعد از کاتالیست بهینه کردن سوخت و هواست

روشن شدن چراغ چراغ ترمز دستی یا STOP  صدای بیپ آلارم

ایراد:

در پژو 206 چراغ ترمز دستی یا STOP روی صفحه روشن می شود و بلافاصله خاموش می گردد؟

شایع ترین علل بروز این مشکل:

سطح روغن ترمز پایین آمده و لنت ها در حال اتمام هستند. در خودروهای نسل جدید، با مصرف لنت و لاغر شدن ضخامت آن، سطح روغن ترمز پایین می آید و با پایین رفتن سطح روغن ترمز از حدی معین، سنسوری در محفظه روغن فعال می شود و به راننده هشدار می دهد که لنت ها در حال اتمام هستند.

ابتدا لنت ها را چک کنید اگر مسکلی نداشت کمی روغن ترمز به محفظه روغن ترمز زیر کاپوت اضافه کنید

شرین سازی آب شور با RO

اسمز معکوسreverse osmosis یکی از تازه ترین روش‌های تصفیه اب و تولید آب بدون املاح است که از طریق پالایش غشایی برای تصفیه آب و پساب بکار می رود تا جامدات معلق در مواد آلاینده آلی، مواد کلوئیدی، میکروارگانیسم‌های بیماری زا و مواد محلول غیر آلی یا همان مواد معدنی را از آب حذف کندفناوری اسمز معکوس ارتباط مستقیم با ساخت ورقه هایی با منافذ بسیار ریز و میکرونی دارد که موسوم به ممبران است و فقط ژاپن و آمریکا این ورقه ها را می سازند.روش اسمز معکوس بر اساس خاصیت اسمزی در گیاهان و بدن انسان ساخته شده است.اصول کار ساده است :هرگاه دو مایع با غلظت متفاوت توسط یک غشای تراوا از هم جدا شده باشند، با استفاده از یک پمپ می توان جریان عبور سیال را با گونه ای معکوس کرد که جریان از سوی محلول دارای غلظت کمتر به سوی محلول غلیظ تر برقرار می‌شود. از این قانون جهت شیرین کردن آب دریا و بطورکلی اب شور استفاده می‌ کنند

این روش را می‌توان اقتصادی ترین روش تهیه آب شیرین از آب شور در مناطق کم آب دانست.ممبران یا همان غشاء معمولاً از جنس استات سلولوز و یا پلی آمید است.

البته امروزه غشاء را از مخلوط استات سلولوز و تری استات سلولوز می‌سازند.

جهت طبیعی حرکت حلال به گونه ای است که محلول غلیظ تر، رقیق می‌شود و با این کار اسمز می گویند ولی در فرآیند شیرین سازی اب از اسمز معکوس با وارونه اسنفاه می شود.

شیرین سازی آب دریا و آب های زیر زمینی با املاح زیاد و شور و همچنین بازیافت پساب صنایع در بخش های مختلف صنعت نمونه هایی از بهترین راهکارها جهت مقابله با خشکسالی و کمبود آب هستند.

جالب است بدانید دستگاههای آب شیرین کن اسمز معکوس یا با اختصار RO که این روزها در خانه های ماهشهر و ممکو استقاده می شود رایج ترین کاربرد اسمز معکوس است

حد زیادی این مشکلات را برپپپ بخاطر حذف یون، باکتری و ویروس و املاح کوچکتر از 0.0001 میکرون، در صنایع مختلف کاربرد گسترده ای دارد.

میراث فرهنگی به دو دسته میراث فرهنگی ملموس و میراث فرهنگی ناملموس تقسیم می شود.

میراث ملموس (Tangible Cultural Heritage)

میراث فرهنگی ملموس، زیر مجموعه ای از میراث فرهنگی است که دارای موجودیت است و وجود خارجی دارد. یعنی در زندگی روزانه ما، فضایی را برای خود اشغال کرده است و می توان آن را دید و لمس کرد. طبق تعریف کنوانسیون میراث جهانی، میراث فرهنگی ملموس شامل آثار (Monuments)، بناها (Buldings) و محوطه ها (Sites) می شود.

میراث فرهنگی ملموس شامل دو گروه منقول (Movable) و غیر منقول (Immovable) می شود. همان طور که از اسم این دو گروه متوجه شدید، میراث فرهنگی منقول، مانند وسایل باستانی، کوزه ها، نقاشی ها، ظرف های قدیمی و... هستند که قابلیت حمل و جابجایی دارند. اما در میراث فرهنگی غیر منقول، مانند ساختمان ها و بناهای قدیمی جابجایی و حمل برای آن ها معنی ندارد.

در این جا ذکر این نکته لازم است که در عبارت میراث فرهنگی ملموس، با گذر زمان، کلمه ملموس حذف شده و شما هر جا که کلمه میراث فرهنگی را شنیدید، می توانید مطمئن باشید که منظور گوینده همان میراث فرهنگی ملموس است.

میراث ناملموس (Intangible Cultural Heritage)

میراث فرهنگی تنها شامل بناها و اشیای تاریخی نمی شود. بلکه آداب و رسوم، اصطلاحات، زبان ها، گویش ها، بازی ها، موسیقی، ادبیات شفاهی، هنرهای اجرایی، مراسم، جشن ها، رقص ها، دانش و مهارت ها و بسیاری موارد دیگر را نیز شامل می شود. این موارد اگر چه قابل لمس و شاید مشاهده نباشند و وجود خارجی هم نداشته باشند، اما بخش بسیار مهمی از میراث فرهنگی را شامل می شوند. میراث فرهنگی ناملموس بخشی زنده از میراث است که به دست بازماندگان به مرور و به صورت پیوسته مورد استفاده و بازآفرینی قرار گرفته و طول زمان بر ارزش آن افزوده شده و حس هویت و تعلق به انسان و جامعه بخشیده است.

ممکن است در جوامع مختلف، اشتراکاتی در میراث فرهنگی ناملموس مشاهده شود، در صورتی که این جوامع می توانند بسیار دور از هم و هر کدام در گوشه ای از دنیا باشند. این میراث مشترک، حس احترام و درک افراد جوامع از طرف مقابل را ارتقا بخشیده و باعث انسجام و همبستگی اجتماعی می شود. میراث ناملموس یکی از اصلی ترین دلایل برای گفتگوی بین جوامع با فرهنگ های مختلف با هم است.

حرف آخر

در انتها با یک مثال این مقاله را به پایان می رسانیم. همان طور که در عکس بالا می بینید، لباس محلی یک میراث ملموس است. چرا که فضا اشغال کرده و شما می توانید آن را ببینید و لمس کنید. قابلیت جابجایی هم دارد. اما مهارت و دانش ساخت آن یک میراث ناملموس است.

در غرب خبری نیست

ایرانی که اینجا توانایی خرید پراید ساده رو هم نداشت حالا رفته خارج و به خیال خودش ماشین لاکچری مثل تویوتا کمری خریده که اونجا یه خودروی ساده است ! وقتی می بینه تو خیابان هیچکس بهش توجه و نگاه کنه، طبیعیه که افسرده می شه و از خارج متنفر می شه...

وقتی با ذوق و شوق به جایگاهی، مثل دکتر، مهندس یا... می رسه و انتظار داره مثل داخل وطن بهش احترام بذارن ولی می بینه فرقی بین اون با ‏بقیه افراد نیست تنفرش از خارج کاملتر میشه

وقتی درآمد خودش در بهترین حالت دو برابر یک کارگر ساده هست و سطح زندگیش نهایت دو تا سه برابر اون کارگر ساده خارجی هست، ضربه بعدی رو می خوره.

:small_orange_diamond:وقتی نوبت به مالیات می رسه و یاد درآمد بی حساب و کتاب و غیرقانونی خودش تو به ایران میفته ،که یه قرون مالیات نمیداد تازه حساب کار دستش میاد!

من وضعیت افراد خاصی که مشکلات ویژه ای داشتن یا حتی جونشون در خطر بوده درک میکنم اونا از این شمول خارج هستند ولی بطورکلی

مهاجرت هیچ وقت برای ایرانی ها و مخصوصا مردم عادی و طبقه متوسط خوب نبوده و نخواهد بود.

حتی اگر وطن دچار قحطی و فقر و فلاکت و بی عدالتی و دیکتاتوری بشه موندن در این دیار جایگاه خیلی بهتری داره تا تحمل غربت غرب و جلای وطن

اینو کسانی که سالهاست اسیر فرنگ بوده اند و برای برگشت له له می زنند بخوبی درک می کنند و میدانند چه می گویم

ضمن اینکه کسی که ترک وطن میکنه کارش چند ایراد داره :

اولا به وطنش و مردمش خیانت کرده و توانش رو در اختیار بیگانه قرار دادهخودخواهی کرده و فقط بفکر رفاه خودش بودهرفته و به بیگانه و غربی ها خدمت کردهساده ترین کار رو انتخاب کرده ...پاک کردن صورت مسئله !

بسی آسان نمود اول غم دریا به بوی سود

غلط کردم که یک موجش به صد گوهر نمی ارزد

حقه بازی جدید  برای دور زدن تحریم ها

حقه بازی جدید

برای دور زدن تحریم ها

از آنحائیکه همه چیز در این دیار عحیب و غریب است. اسامی ماشین ها هم خارج از این شگفتی ها نیست

مثلا

شرکت مدیران خودرو( همون چری چین) در ادامه محصولات بی کیفیت و گران خود و برای فرار از تحریم شرکت چینی توسط آمریکا نام من در اوردی فونیکس را برای محصولاتش انتخاب کرده !

بتازگی هم کراس‌اوور چری که اخیراً بر روی خط تولید این شرکت رفته، قرار است تا با نام و نشان تقلبی فونیکس‌FX در بازار ایران عرضه بشه!

جک اس ۷ با نام جعلی

کی ام سی K7

هم تازه ترین محصولیست که با لوگوی کرمان موتور وارد بازار شده .

این خودرو در حقیقت همان جک S7 است که اکنون با تغییر نام و با برند کرمان موتور کمپانی وارد بازار کرده !

ازدواج های منجر به جدایی

ازدواج های منجر به جدایی

عجله برای ازدواج دختر

خانواده ها وقتی می بینن که بیشتر هم سن های دخترشون ازدواج کرده و سن دخترشون داره بالا میره .. دخترشون رو میدن اولین خواستگاری که از راه رسیده

ازدواج با دختری که موقعیت مالی خوبی داشته بود و فکر میکردن موقعیت خوبی هست

ازدواج دو قشر فوق مذهبی و تحصیل کرده به پیشنهاد فامیل.

ازدواج دختر دایی و پسرعمه ای که از بچگی باهم بزرگ شدن و فکر میکردند پیوندشان در آسمان هاست.

ازدواج بخاطر وضعیت مالی خوبی پدر دختر. و مثال های بسیاری از این قبیل.

واقعیت این هست که دیگه نه مذهبی بودن کمکی به دوام زندگی میکنه ،نه پول پدر طرفین ، نه مدرک تحصیلی ، نه فامیل بودن و نه خیلی از دلایل سنتی .

اگر واقعا نتونید از نظر فکری و تفاهم های رفتاری و عادت ها و هدف از زندگی با هم سازگاری داشته باشین

هیچکدوم از دلایل پایداری سنتی گذشته دیگه جوابگو نیست. این را نیز اضافه کنم که زندگی های بسیاری فقط به دلیل عدم استقلال مالی و حمایت نشدن از طرف خانواده ها داره به تلخی ادامه پیدا میکنه.

+ نوشته شده در ساعت توسط " آقا می باشم "

چیزی که ی زندگیو حفظ می‌کنه مقداری علاقس همراه مقدار زیادی احترام و بی نهایت قدرت سازگاری و انعطاف و یادگیری مهارتهای ارتباطی و‌تنوع و تغییره، ادما به مرور زمان تغییر میکنن حوصله خودشونم ندارن نمیشه که در برن از زندگی، مسئولیت پذیری یعنی پیش بردن ی زندگی با همه معمولی بودنا و سختیاش، اینحور که شما نوشتید لیلی مجنون هم اگه زن و شوهر میشدن بعد ی سال دل همو میزدن چون تفاوتاشون پیدا میشد، ادم ها رو فقط خودخواهی، ترسو بودن، مسئولیت پذیر نبودن هر دو یا یکی از هم دور می‌کنه، اونی که با همه ی کمبودهات نقصی هایی که داری بازم باهات می مونه معلومه که دوستت داره وگرنه که همه چهچهه و به به اوایل آشنایی و عاشقی رو دوس دارن،

دخالت خانواده ها، عامل مخرب خیلی مهمیه

فکرنکردن به آینده، عدم تفاهم، عدم تناسب، انتخاب اشتباه، اخلاق و رفتار بد، تنبلی و تلاش نکردن آقا برای بهتر شدن زندگی، خوشگذرونی خانم و بی توجهیش به همسر و فرزند، غرور و خودخواهی، چشم و هم‌چشمی ‌و....

خیلی ازدواجهای اشتباه بخاطر انتخاب نادرسته، دنبال زیبایی زن یا پول مرد هستن و به مسائل دیگه فکرنمیکنن

نکته غم انگیز ماجرا اینجاست که خیلی وقت ها هر دوطرف خیلی خوبند ولی برای هم ساخته نشدند!

سوشال مدیای یرانی ها نمایشگاهی است برای دیدن شدن!

پاسخ این سوال منو اگر صلاح میدونید برام ارسال کنید.

هر موقع سوشال مدیای فامیل ودوستان ایرانی خودم رو میبینم انگاری در حال ساخت یک فیلم سینمایی هستند.گریم صورت طراحی داخلی هر چیزی که در عکس دیده میشه و.....
اما سوشال مدیای همکاران غیرایرانی خودم را مببینم فقط ثبت زندگی وکار روزمره را دارند...
انگاری سوشال مدیای ما ایرانی ها نمایشگاهی است برای بقیه ولی همکاران غیرایرانی سوشال مدیاشون دفترخاطرات خودشونه فقط

این تفاوت فرهنگی از کجا منشا میگیره...من دقیقا جوابشو نمیدونم
سلام خانوم ستاره
واله علتش چند گانه است به چند تاش اشاره می کنم
ما ایرانی ها غالبا خیلی اهل کارهای نمایشی هستیم همین تعارف کردن های افراطی و آغراق آمیز نمونه ای از این منش نمایشی ماست
دوم دو رویی و ریا

ما اغلب خود واقعی امون نیستیم دوست داریم پشت نقاب های زیبا چهره حقیقی خودمون رو پنهان کنیم تا عیب و نقص هایمان همچنان نهفته بماند. بجای اینکه سعی کنبم این نقائص رو رفع کنیم آنها را لاپوشانی می کنیم!
سوم : نافرهیختگی :

یه آدم پر مغز و فرهیخته نیازی به این ظاهرسازی ها نداره چون از درون غنی هست ...

ترس از گمنامی و عطش مشهور شدن :

همه ما انسانها دوست داریم شناخته بشیم و مورد تحسین و تشویق قرار بگیریم ولی گویا انسان ایرانی علاقه بسیار شدیدتری به این دارد که مورد تشویق و تحسین قرار گیرد و مشهور شودادم های سالم خیلی در پی نمایش و دیده شدن نیستن اتفافا اینجور آدمها اغلب گمنام هستن چون خلاء و کمبودی ندارن که بخواد اونو با این کارها پر کنه
چهارم :
خلاصه اینکه این نمایش ها همه ناشی از خلاها و کمبودهای ذهنی و روانیه که صد البته همه این جنبه ها کاملاً منفی است

پیامبران شعر


چقدر شعرای سهراب سپهری به نظر عارفانه اند!
چقدر باهاشون حال می کنم . حس خوبی تو شعراش جا گذاشته . برخلاف شاملو که چقدر شعراش خشک و بی روحه . همشون نه البته ولی به نظر من بیشتر شعرای شاملو یه خشکی خسته کننده دارن . نمی دونم.... شاید هم من از بس شعراشو خوندم خسته شدم ازشون:sweat_smile:

من دیوونه اون شعر رکسانا از شاملو هستم . احساس می کنم بهتر از این شعر اصلا کسی نگفته . با این حال شعراش یه حالت خشن دارن در مقابل شعرای سهراب . این خشونتی که تو اکثر شعراش هست دوست ندارم .

دلم می خواست یه روز می فهمیدم وقتی سهراب شعر می گفته تو ذهنش چی می گذشته . کلا اگه می تونستم بفهمم اون لحظاتی که شاعرای بزرگ شعر می گفتن دقیقا تو ذهنشون چی بوده خیلی جالب می شد . همیشه در حسرت باخبر شدن از وضعیت روحی جسمی فکری لحظات شعر نوشتن شاعرایی که دوست دارم ، هستم
البته این مقایسه شاملو و سپهری کار درستی نیست چون حیطه کاری متفاوتی دارند و بازه زمانی این دو با هم فرق می کنه
اما اون حالت شاعرانگی شاعر بقول اخوان حالتی پیامبرگونه است که گاه هست و گاه نیست
در مورد سهراب علاوه بر اینکه تحت تاثیر فرهنگ هندی و بودایی و حتی ژاپنی بوده گویا مواد افیونی هم مصرف می کرده و همه اینها در شکل گیری زبان شعریش و تخیلش بی تاثیر نبوده

سکوت از جنس خداست


سکوت از جنس خداست

حرف‌های درست و سنجیده با آدمهای نا اهل و بیخود کاری عبث است چه برسد به اینکه حرف هایت چرندهم باشد
حرب درست را باید به آدم اهلش زد وگرنه بهترین کار سکوت است
خیلی از حرفهای نسنجیده ما می تواند هزینه های فراوانی برای ما در پی داشته باشد و حتی می‌تونه تنش زا باشه و ذهن ما رو مغشوش کنه.
حرف زدن وقتی می تواند موثر و کارآمد باشد که در جهت رفع سوءتفاهم و تحکیم ارتباطات ما باشد
وگرنه بهترین کار برای جلوگیری از بروز مشکلات روانی و شخصی همان ساکت ماندن و خاموشی است.
هزینه ها و اثرات جنبی حرفهای بیهوده خیلی زیاده.
واسه همین من اغلب از حرف زدنم پشیمان شده ام ولی کمتر رخ داده است که از سکوت کردنم پشیمان شده باشم.
این روزها بجای حزف زدن ترجیح میدهم مطالعه کنم و کتاب بخوانم . از ان مهمتر کتاب بنویسم
به باور من این یکی از بهترین جایگزین ها برای صحبت با آدما‌هاست.
بله بجای صحبت با آدما می‌تونیم از مزایای کتاب خوندن یا کتاب نوشتن بهره ببریم

مهمترینش اینه که بطور مستقیم میشه راه حل و نظریه‌های مختلف رو بدون هیچ هزینه ای و توفان ذهنی بشنوی و آگاه بشی

از نظر من آدمایی که کتاب نمی‌خونن خیلی خیلی سردرگم هستن و وقتی به دنبال راه حل می‌گردن بدتر میشن

سخن منشایی ماورایی داره نباید اون رو با هر ناکسی مطرح کرد
ناصر خسرو بخاطر همین بوده که گفته
من آنم که در پای خوکان نریزم
مر این قیمتی در لفظ دری را!
و سکوت از جنس خداست

منابع اصلی آنتی اکسیدانت 

منابع اصلی آنتی اکسیدانت

گیلاس‌های آبدار و ترش بهترین منبع آنتی اکسیدانی ملاتونین هستند.

گیلاس‌های دیگر هم این آنتی اکسیدان را دارند، اما مونتمورنسی بیشترین مقدار را دارد.

ملاتونین از پوست در برابر اشعه ماورا بنفش محافظت می‌کند. محققان کشف کرده‌اند که این ماده غذایی به ترمیم پوستی که دچار آفتاب سوختگی شده است نیز کمک می‌کند، زیرا رشد سلول‌های پوستی جدید را تحریک می‌کند


علاوه بر این، گیلاس‌ها دارای ویتامین C هستند که برای ساخت کلاژن ضروری است. کلاژن پروتئینی مهم برای پوست محسوب می‌شود و مانع از پیری و چین و چروک پوست می‌شود.

10 سبزیجات سرشار از آنتی اکسیدان
کلم پیچ
کلم پیچ سرشار از آنتی اکسیدان و ویتامین‌های مفید در مقابله با سرطان است. همچنین منبع خوبی از بتاکاروتن و بهترین ترکیب لوتئین و زئاگزانتین است.

اسفناج
سبزیجات سرشار از آنتی اکسیدان
اسفناج مملو از کاروتنوئیدها است؛ آنتی اکسیدان هایی که باعث سلامت چشم می‌شوند و به جلوگیری از دژنراسیون ماکولا، دلیل اصلی نابینایی در افراد مسن کمک می‌کنند.
جوانه بروکسل
جوانه بروکسل دارای مقدار زیادی سولفورافان و همچنین ترکیباتی به نام ایزوتیوسیانات است. این دو دارای اثرات محافظتی خوب در برابر سرطان هستند.

جوانه گیاه آلفافا (یونجه)
این نیروگاه کوچک بسیار غنی از بتاکاروتن است، آنتی اکسیدانی که از سرطان ریه محافظت می‌کند و به سلامت پوست، مو، ناخن، لثه، غدد، استخوان‌ها و دندان‌ها کمک می‌کند. به علاوه، جوانه یونجه منبع خوبی از ویتامین E است، این ویتامین قادر است از حملات قلبی و ضربه مغزی جلوگیری کرده و خطر مرگ ناشی از سرطان مثانه را کاهش دهد.

گل کلم بروکلی
کلم بروکلی سرشار از آنتی اکسیدان های ضد سرطان است.

یک مطالعه نشان داد مردانی که هر هفته 5 وعده یا بیشتر سبزیجات چلیپایی مانند کلم بروکلی می‌خوردند، در مقایسه با مردانی که بندرت آن را می‌خوردند، احتمال ابتلا به سرطان مثانه در آنها طی یک دوره 10 ساله تا 50 درصد کاهش یافت.

چغندر
چغندر مملو از مواد مغذی سالم مانند پنج ویتامین ضروری، کلسیم، آهن، پتاسیم و پروتئین است.


فلفل دلمه‌ای قرمز
یک فلفل متوسط کم کالری است، اما ویتامین C زیادی دارد، 150 درصد از مقدار توصیه شده روزانه شما را تأمین می‌کند و از آترواسکلروز یا تصلب شرایین که می‌تواند منجر به بیماری قلبی شود، جلوگیری می‌کند.

پیاز
با خوردن خام آن از آنتی اکسیدان های ضد سرطان سبزیجات بیشترین بهره را خواهید برد. پختن پیاز در حرارت زیاد به طور قابل توجهی از مزایای فتوشيميايي محافظت کننده در برابر سرطان ریه و پروستات می‌کاهد.

ذرت
مطالعه‌ای در مجله

Agricultural

Food and Chemistry

نشان داد که هرچه ذرت مدت بیشتری پخته شود، سطح آنتی اکسیدان هایی مانند لوتئین که با نابینایی در بزرگسالان مقابله می‌کند، بالاتر است.

بادمجان
دانشمندان وزارت کشاورزی آمریکا(USDA) معتقدند که انواع بادمجان سرشار از اسید کلروژنیک تلخ است که از تجمع پلاک‌های تهدیدکننده قلب در دیواره شریان محافظت می‌کند. طبق نتایج مطالعات آزمایشگاهی، بادمجان کلسترول را کاهش داده و به شل شدن دیواره عروق، که می‌تواند خطر ابتلا به سکته را کم کند کمک میکند

هنر چیدمان


هنر چیدمان یا
: Installation Art

هنر نصب یا راه اندازی آثار سه بعدی است که در آفرینش آن از عناصر و مواد مختلف در «فضا» یی مشخص و محدود استفاده می‌شود.
این آثار اغلب سایت خاص و طراحی شده برای تبدیل و درک یک فضا هستند.

هنر چیدمان یک مکتب و سبک هنری است، که اغلب در فضاها و محل‌های خاص (site-specific) به صورت سه بعدی جهت انتقال بیانیه‌ای و تبدیل به ادراک ما طراحی و اجرا می‌گردند.

این واژه جهت چیدمان در فضاهای داخلی بکار گرفته می شود و در نقطه مقابل آن لند آرت می‌باشد که برای مداخلات و آثار در فضاهایی بیرون از فضای داخلی اجرا می‌گردند، با این حال مرز بین این دو واژه با یکدیگر هم‌پوشانی دارند. اینستالیشن آرت در فضاهای نمایشگاهی مانند گالری ها و موزه ها اجرا شده ولی محدود به فضای نمایشگاه نیستند و می توانند به هر‌‌ مداخله مادی در فضاهای عمومی یا خصوصی روزمره اشاره کنند و یا مختص محلی خاص (site-specific) باشند و به گونه ای طراحی شوند که وجودشان و خاصیت مشهود آن در گرو محلی باشد که برای آن آفریده شده است و همچنین از لحاظ زمانی می‌توانند آثاری باشند که به صورت موقت، گذرا و یا ماندگار و همیشگی در یک فضا اجرا شده اند.

آمیزشی از اشکال رسانه است تا تجربه ای غریزی و یا مفهومی در محیطی مشخص پدید آورد. مواد و عناصر در اینستالیشن آرت طیف گسترده‌ای از عناصر و المان‌ها، مواد طبیعی و روزمره تا رسانه های جدید همچون ویدئو، صدا، پرفورمنس، کامپیوتر و اینترنت را در بر می‌گیرد.

شهرت این هنر از سال ۱۹۷۰ آغاز گردید اما ریشه های آنرا میتوان در آثار هنرمندانی مانند مارسل دوشان و آبجکت‌های هنری کورت شویترس در گذشته یافت، هدف هنرمند یک پارامونت و برتری است که تا هنر مفهومی سال ۱۹۶۰ کشیده شد. در آغاز این حرکت دوباره، در هنرهای نمایشی و صحنه گروه ژاپنی گوتای ۱۹۵۴ (Gutai group، گو به معنای ابزار و تای به معنای بدن) به عنوان هنرمندان غیر غربی که تحت تاثیر پیش گامان اینستالیشن مانند آلن کاپرو (Allan Kaprow) بودند، و در غرب اینستالیشن هایی مانند اثر ۶ TV Dé-coll/age ولف ووستل ۱۹۶۳ در گالری اسمولین نیویورک دیده شد. در سال ۱۹۸۹ گالری واحد ۷ لندن به هنر چیدمان اختصاص یافت و زمینه ساز تاسیس موزه اینستالیشن گردید

ز لبت نبات خیزد، چو به خنده برگشایی

رخ خوب خویشتن را به چه پوشی از نظرها؟

که به حسرت تو رفتن بدو دیده خاک درها

برت آمدیم یک دم، ز برای دست بوسی

چو ملول گشتی از ما، ببریم درد سرها

تو به ناز خفته هرشب، ز منت خبر نباشد

که زخون دیده گریم ز غمت به رهگذرها

نتوانم از خجالت که: بر تو آورم جان

که شنیدم: التفاتی نکنی به مختصرها

ز لبت نبات خیزد، چو به خنده برگشایی

بهل این شکر فروشی، که بسوختی جگرها

بر آن کمان ابرو دل اوحدی چه سنجد؟

که به زخم تیر مژگان بشکافتی سپرها

کالبد شکافی و واگویه  رخ دادهای دوران کهن

این اقایان مرتب از مسائل ۱۴۰۰ سال پیش حرف میزنن غافل از اینکه نسل حاضر هر لحظه در حال نو شدن هست و دغدغه های مردم صدر اسلام قرنهاست

ادامه نوشته

دو هرار و ۴۶۰ دانشگاه در ایران فعال است !!

ایران پنج برابر کشورهای پیشرفته دنیا دانشگاه دارد!!

تعداد دانشگاههای ایران ۲۶۴۰ تاست

چین ۲ هزار ۴۸۱ دانشگاه

هند هزار و 620 دانشگاه دارد

یعنی تعداد دانشگاه های پر جمعیت ترین کشورهای جهان از ما کمتر است!!

.این در حالیست که تعداد دانشگاه ها در بیشتر کشورهای پیشرفته جهان زیر 500 دانشگاه است

آلمان 412، انگلیس 291 و کانادا 329 دانشگاه دارد.

این تعداد دانشگاه در ایران، حدود پنج تریلیون تومان از بودجه کل کشور را به خود اختصاص داده

و حدود به 50 درصد جمعیت بیکار کشور را تولید می کند!

فقط 80 درصد وزیران کابینه انگلیس مدرک کارشناسی دارند،

در حالی که در ایران موج دکترا گرفتن و پشت میز نشستن به راه افتاده است.

کسب هویت با مدرک

کسی که از سرمایه اقتصادی برخوردار نیست، تلاش می کند با بالا بردن سرمایه فرهنگی خود که به دنبالش احترام و منزلت نیز کسب می شود، آن کمبود را جبران کند.

طبقه برخوردار از سرمایه اقتصادی هم با استفاده از همین نوع سرمایه در میدان زندگی اجتماعی، آن را تبدیل به سرمایه فرهنگی (تحصیلات بالاتر) می کند تا اجازه ندهد اقشار دیگر نسبت به او تمایز یا برتری ویژه ای کسب کنند.

اغلب مدارک، حاصل نفوذ، رانت و امثال آن هستند یعنی ساز و کار کسب مدرک مهم نیست بلکه تنها یدک کشیدن عنوان «دکتر» مهم است.

مدرک گرایی نوعی از خودبیگانگی به وجود می آورد

بیگانگی از این منظر که به مدرک به سانِ یک بت نگریسته می شود

شعار «من مدرک دارم، پس هستم»،

شخص متقاضی مدرک به انسانی تک بعدی تبدیل می شود که هویت خود را بدون مدرک از دست می دهد.


. مدرک گرایی همچنین نتیجه نظام بوروکراسی ناکارآمدی است که به جای شایسته سالاری، کسب مدرک را شرط ارتقا یا استخدام می داند.

پولی شدن دانشگاهها و راحت تر شدن ورود به دانشگاه و خروج از آن و دسترسی سریع تر به انواع کلاس های مجازی و ابزارهای میان بر  رایانه ای (مانند کپی کاری) مدرک گرایی را راحت تر کرده اند'
ما چندین دانشگاه فرهنگیان در کشور داریم.

معمولا دو هزار نفر اول در دانشگاه‌های خوب و درجه‌یک کشور درس می‌خواهند و رتبه ‌های پایین‌تر که جایشان در دانشگاه‌های درجه‌یک نخواهد بود، دانشگاه فرهنگیان قبول می‌شوند؛

تا اینجا مشکلی وجود ندارد ولی وقتی دانشجویان در دانشگاه‌های فرهنگیان از همان ابتدا حقوق می‌گیرند، کار می‌کنند، خوابگاه و غذای مجانی و امکانات درجه‌یک هم دریافت می‌کنند و در مقابل رتبه‌های برتر کنکور حداقل تا دو سال بعد از تحصیل هیچ کاری درباره رشته‌شان نمی‌توانند بکند، مشکل بزرگی ایجاد می‌شود
نیمی از کسانی که مدرک دکترا دارند، فقط مدرک آن را دارند و هیچ علم و دانشی ندارند،

اکثر اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های ما دوشغله‌اند و به شغل‌های دیگری مشغول هستند درحالی‌که براساس قانون اساسی این کار جرم است و در این حالت دانشگاه‌های ما ضرر می‌کنند تا جایی که هیچ‌کس از کشورهای دیگر به دانشگاه‌های ما نمی‌آید که هم درس بخواند و هم پول بدهد.

درواقع دولت باید گسترش آموزش عالی را محدود کند، بی‌سوادی در سیستم اداری ایران بیداد می‌کند. در تمام دنیا فرد اول درس می‌خواند، بعد مسئولیت می‌گیرد.
در شرایط فعلی پژوهش به‌شکل امری برای امرار معاش درآمده و هدف بسیاری از پژوهش­‌های دانشگاهی کسب امتیاز برای ارتقای مراتب دانشگاهی است.

بر فضای جامعه نیز مدرک‌گرایی حاکم است و این بازار فساد انگیزی را نیز ایجاد کرده است.و در نهایت خروجی دانشگاه در دست عده ای افراد تازه به دوران رسیده و برخوردار قرار می گیرد که با تفرعن و تکبر که بر خلاف تمامی ارزش هاست به دیگران فخر فروشی می کنند. فخر فروشی های پوچ و بی ارزش

کنترل بیرونی دوامی ندارد

تئوری انتخاب

ما کنترلی روی وقایعی که رخ می دهند نداریم ولی می توانیم روی واکنش خود کنترل داشته باشیم

تو خیابون داریم رانندگی می‌کنیم یه راننده بی ملاحظه بیخودی بوق میزنه !

نمیشه جلوی بوق زدن های بیخودی و باخودی مردم رو گرفت ... ولی میشه سکوت کرد و بی اعتناء گذشت بدون اینکه عصبی بشین

اینو تعمیم بدین به همه کنش ها و واکنش ها

چپش پر است

چپش پر است !!

معانی ومفاهیم چپ در فرهنگ پارسی

اگر «راست» را به معنی «حقیقی و واقعی» به کار ببریم، «چپ به معنی غیرحقیقی وغیرواقعی و دروغ» است.
«خواب زن چپ است!» یعنی:
رؤیای واقعی نیست

واژهٔ «راست» به معنی «اعتنا کردن، توجه کردن» هم آمده است و بدین ترتیب «چپ» به معنی «بی اعتنایی و بی توجهی» است:
راه چپ کرد، حریفانه، بهار از چمنم
غنچه ماندم من و هنگام شکفتن بگذشت

«طالب آملی»

«چپ» به معنی «مخالفت و دشمنی» هم به کار می رود،

مثلاً
«با کسی چپ افتادن!» یا: «چپ چپ نگاه کردن!»

و نیز به معنی «خلاف و ناموافق و ناسازگار» هم آمده است.

مثلاً وقتی نوازنده ای از دستگاه خارج می شود، می گویند: «چپ می زند»

گویند حضرت «حوا» از پهلوی چپ حضرت «آدم» آفریده شد !
همین موضوع بهانه ای به دست اهل قلم داده است که نسبت به زن ابراز بی اعتمادی کنند!
بیت:
زن از پهلوی چپ شد آفریده
کس از چپ، راستی هرگز ندیده!
«جامی»
زن از پهلوی چپ گویند برخاست
نیاید هرگز از چپ راستی، راست! «نظامی»

خانوم های معمولی و فمینیست اگر اعتراضی دارند بروند گنجه یقه نظامی گنجوی را بگیرند


اگر «راست» را به معنی «درست و سالم و طبیعی و عادی هم معنی می دهد
مثلا گویند اتومبیل چپ کرد
و هیچگاه نمی گویند راست کرد!

اگرچه از پهلوی راست غلتیده باشد! در گلستان سعدی، باب هشتم آمده است: «اول کسی است که علم۲ بر ؟ کرد و انگشتری در دست، جمشید بود، گفتندش: چرا به چپ دادی و فضیلت راست راست؟ گفت: راست را زینت راستی تمام است.» و نیز: «بزرگی را پرسیدند: با چندین فضیلت که دست راست را هست، خاتم در انگشت چپ چرا می کنند؟ گفت: ندانی که اهل فضیلت همیشه محروم باشند؟» ولابد به دلایل همین اعتقاد به فضیلت دست راست است که وقتی کسی توفیقی به دست می آورد، به او می گویند:

«دست راستت زیر سر ما!» و البته به کسی هم که سالم و قوی است، اما تن به کار نمی دهد، می گویند:
«راست راست راه می رود!» بنابراین شاید بتوان گفت که «از دنده چپ بلندشدن» اشاره به «دشمنی و لجبازی و مخالفت و نادرستی و بی اعتنایی و کج تابی و در نهایت از حالت طبیعی بیرون بودن» است.

«دست راست کسی بودن» و
«چشم راست کسی بودن» و «کسی را دست راست خود نشاندن»
و «یک لقمه چپت می کنم!»
در افسانه ها نیز «وزیر دست راست» همیشه انسان خوبی است و «وزیر دست چپ» بدجنس و ظالم است!

بیشتر مردم هم «راست دست» و «راست پا» هستند
اغلب پیچ ها به سمت راست سفت می شود و عقربه های ساعت به سمت راست می چرخد
به چشم لوچ هم «چپ» می گویند، یعنی ناسالم.

۳ «چپ» گاهی هم در معنای «پول و ثروت» به کار می رود و مثلاً در مورد شخص ثروتمند گفته می شود:
یارو «چپش پر است!» استفاده از این واژه در چنین معنا و مفهومی از اصطلاحات قاب بازان خرابه نشین قدیم است که بعدها بین مردم رابج شدا است
آنزمان کسی که قاب بازی می کرد، با دست راست قاب می ریخت و پول را در دست چپ نگه می داشت که حریف از داراییش مطمئن باشد

چپش پر  است

ن

فارغ از عناوین و القاب


گاهی معنی و مفهوم لغوی القاب با معادل های بیرونی آنها یکسان نیست
مثلا فردوسی شاه را با عنوان کدخدای یاد کرده در حالیکه کدخدا به سرپرست ده گفته می شده است و پایین ترین مقام در سلسله مراتب حکومتی بوده چیزی شبیه دهدار کنونی

کریمخان زند آقا محمد خان
خان اما لقبی مغولی است که بعد از حمله این قوم وحشی وخونخوار و بعدها توسط بسیاری حاکمان دیگر و ازجمله
اخلاف بدتر از خودشان چون سلسله منحوس و منفور قاجاریه مورد استفاده قرار گرفته است.

در ازنا و روستاهای زرنان و مسعود آباد که در لرستان واقع هستند ولی لر نیستند( و برکنار از دعوای لر کوچک و بزرگ) لقب هایی چون آ مثل آحسن و آحسین کاید و بک مثل نادعلی بک بسیار رابج بوده است‌ علی جان خان متهی خان و خوانین دیگر و دنبالچه های آنان سالها در این منطقه حکمرانی کرده و از رعیت بهره کشی می کردند

پدربزگ مرحوم ما هم یک فقره کدخدای روستای زرنان بود که در آن زمان واسطه بین دولت وقت ( رضاشاه) و اهالی روستا بود برای صدور شناسنامه و نامگذاری و اعزام جوانان ده به خدمت سربازی و رتق و فتق کارهای روستا همه ابنها اکنون با تاریخ پیوسته اند

هر چند ابن روستاها ابن روزها تقریبا تخلیه شده و اهالی فارغ از این دغدغه های عناوین و القاب در شهرهای کوچک و بزرگ پراکنده شده ان

لازمه گریز از سنت به مدرنیته فراموش کردن و کنار گذاشتن این القاب گاه پوچ و بی محتواست !

م.ت ۲ اردیبهشت ۱۴۰۲ پونک

بانه = اردوگاه=مکان مرتفع = محل رویش درخت بنه

گفته می شود که در زمان حکومت شاه اسماعیل صفوی

(۹۰۷ تا ۹۳۰ ه‍ ق) اردوگاهی نظامی شامل یک لشکر از کردهای بانه در ابن شهر ایجاد شده بود

در زمان زندبان هم بانه از شهرهای مهم کردستان بوده است

احتمال دارد که نام شهر بانه از درخت بَنه گرفته شده باشد که اتفاقا در اطراف بانه به فراوانی پیدا می شود

کلمه بانه در معنی، اردوگاخ هم گفته می‌شود. چنان که در کردی، بانه مازو بعنی اردوگاه و تیمی برای حمع آوری مازو ( مبوه بلوط)

بانه در کردی به معنی اردوگاه و به تبع آن پادگان است و از گذشته دو قلعه و پادگان بزرگ در این شهر وجود داشته است

شهر بلند مرتبه و مرتفع

‌عده ای نام بانه را بخاطر وجود ارتفاع‌های اطراف شهر بانه می‌دانند. چون این ارتفاع‌ها سبب شده مردم برای رسیدن به شهر، مسافت زیادی را برای بالا رفتن از ارتفاعات طی کنند.

تصویری قدیمی تر از بانه

بانه در میانه دهه ۱۳۶۰

اولین باری که از بانه دیدن کردم در سال ۶۶ بود که از طرف دانشگاه برای کار با رادیو ماکس به جبهه های غرب اعزام شده بودم

در آن زمان بانه شهر کوچکی بود که بافتی روستا گونه داشت

تا اینکه به خاطر تصمیمات سراسر اشتباه مقامات و بروز تحریم های کمرشکن و ترویج اقتصاد زیر زمینی و ماجرای پر آب چشم کول بری و سایر قضایا

بافت سنتی و قدیمی شهر بانه هم بکلی عوض شد و یک شبه انبوهی از پاساژها مقل قارچ از زمین روئیدند تا بجای اینکه شهر اقتصادی تولیدی و شکوفا و فعال داشته باشد تبدیل به مرکزی برای فروش کالاهای قاچاق و بنجل چینی شود!

بانه در شمال غربی کردستان و حدود ۲۵۰ کیلومتری سنندج و در نزدیکی مرز عراق قرار دارد.

منطقه‌ایی کوهستانی و سردسیر با بارش کافی برف و باران کهدر همان تابستان ۶۶ هم که چند شبی را در شهر اقامت داشتم شبها بقدری سرد بود که در کیسه خواب آمریکایی می خوابیدم! با طبیعتی بسیار زیبا و سرسبز و انبوه درختان گردو و انجیر و انگور

بخوبی بیاد دارم که در آنزمان وقتی در شهر قدم میزدم الاغهایی را می دیدم که خرجین هایی روی آنها بود شامل صندوق چوبی و پر از انجیر تازه برای فروش

این تصویریست که از ۳۶ سال پیش از شهر بانه همچنان در ذهنم باقی مانده است!

م.ت ۱ اردیبهشت ۱۴۰۲