بت های ذهنی  از دیدگاه فرانسیس بیکن

بت های ذهن از دیدگاه فرانسیس بیکن

یکی از ضعفهای عمومی ذهن بشر این است که می خواهد همواره تاییدی بر باورهای اولیه حود بگیرد!
در حالیکه
در پژوهش های علمی باید پیش داوری ها را کنار گذاشت و از ابزارهای علمی استفاده کند
فرانسیس بیکن می گوید
هرفردی در غار خودش زندگی میکند و جهان و زندگی منحصربفردی در این غار برای خودش دارد و همواره اسیر این بت های ذهنی خودش است!

هرکس جهان را از دیدگاه خودش می بیند و برداشت خاص خودش را دارد
فرد خدا ناباور جهان را بدون هدف می داند و آنکه به خدا باور دارد جهان را هدف مند می داند!
و اینها در تحلیل ها دچار خطا می شوند یعنی سوگیری های فردی که در تفسیر داده ها دارند آنها را منحرف می کنند
باید افق دید را گسترش داد از نقد متقابل استقبال کرد و بگذاریم نور دیگران هم به ما بتابد
راه حل در تواضع و همفکریست
بت قبیله

بت های بازار
داد و ستد فکری در بازار گفتگو
واژه ها همیشه دقیق نیستند گاهی مثل سکه های فرسوده اند
آنزمان هنوز در افلاک صحبت از اجرام بلورین بود! واژه ای که واقعیت نداشت.
شبه علم هایی چون
شعور کیهانی چاکرا درمانی انرژی حیات بخش
اینها اثبات شده نیستند

هوای سرد برای یک نفر ممکن است دمای ده درجه و برای دیگری ۲۰ درجه باشد!
بیشتر جدال های فلسفی عملا جدال های لفظی هستند
در حالیکه باید زبان شسته رفته و ساده داشته باشیم
مثلا خیلی ها تفاوت
فرضیه و نظریه را نمی دانند؟!
ددر حالیکه اینها با هم تفاوت دارند
نظریه
یک توضیح اثبات شده است که برای یک واقعیت بیان شده
ولی فرضیه
یک حدس اولیه است که باید اثبات شود
بت های نمایشی
تعالیم مذهبی که مثل نمایش هستند بسیاری از نظام های سنتی نمایش هستند
فلسفه های عرفانی و خرافی
فلسفه جزم اندیش دینی که هر چه موافق آنها نباشد را نفی می کنند
نظام های اسکولاستیک و فلسفه های انتزاعی
ایدئولوژی که ادعای بیان همه چیز را دارد ولی خودش را در معرض نقد قرار نمی دهند!
عقل را نباید اسیر این بت های تماشاخانه است
ذهن ما گاهی چنان شیفته چهارچوبهای فکری می شود که حاضر نیست از این تله های ذهنی رها شود وخودش را در آغوش این تله ها می اندزد
باید ابتدا ذهن خود را آزاد زبان دقیق نگاه متواضعانه داشته باشیم
چهار بت
قبیله
غار
بازار
و تماشاخانه
همواره ما را تهدید می کنند.
فرانسیس بیکن
سوگیری های ذهنی و خطاهای ذهنی
conformation bias
سو گیری شناحتی
ذهن انسان بسیار در معرض خطاهای زبانی است.
بیکن از دل شکست ی بنای مدرن ساخت
چراغ عقل را بر بت های ذهن بتابانیم
تا دانایی حقیقتا سبب توانایی شود!

از ابوریحان بیرونی تا راسل و داروین

سه سوال عمده که؟همواره ذهن بشر را درگیر کرده
از کجا آمده ایم؟!
اینجا چکار می کنیم؟
به کجا می رویم؟!
در فرگشت با ابزار مدرن به دو پرسش اول پاسخ می گوئیم!
انسان شناس ها ۱۵۰ سال است که روی این پرسش ها فکر می کنند
هر چند اینها پرسش های روزانه افراد عادی نیست
چون بتدریج با پیچدگی زندگی این پرسشعا از ذهن بشر فراموش شده!
۴ هزار سال پیش ابزار مناسب برای درون وبیرون نداشتند و در حیطه فیلسوفان و اساطیر از یونان تا
اینکاها منشا انسان را از خوشه ذرت می دانستند
سومر ی ها از گل
هند ی ها از نیلوفر
و در این مورد انواع و اقسام داستانها را ساخته اند
ذهن پیشا مدرن مملو از جادو و افسانه بوده !
ظهور اولین انسان تابع قانون نبوده!
اینکه گوزن و گاو و گوسفند از کجا آمده؟!
چون همیشه در خاطره جمعی بشر گوزن همینگونه بوده!
ولی تکامل و دگر گشت می گوید چگونه موجودات ومرتب در

ادامه نوشته

ریل  مشترک در انژکتور سوخت

Abstract:
In the common rail system, fuel is distributed to the injectors from a high pressure accumulator, called the rail. The rail is fed by a high pressure fuel pump. The pressure in the rail, as well as the start and end of the signal that activates the injector for each cylinder are electronically controlled.
The term "common rail" refers to the fact that all of the fuel injectors are supplied by a common fuel rail which is nothing more than a pressure accumulator where the fuel is stored at high pressure. This accumulator supplies multiple fuel injectors with high-pressure fuel.

چکیده:
در سیستم ریل مشترک، گازوئیل از یک آاکومولاتور( انباره) فشار بالا بنام ریل روی انژکتورها توزیع می‌شود.
این ریل از طریق پمپ گازوئیل با فشار بالا تغذیه می‌ گردد.
میزان فشار این ریل و همچنین شروع و پایان سیگنالی که انژکتور را برای هر سیلندر فعال می‌کند، به صورت الکترونیکی کنترل می‌ شود

اصطلاح "ریل مشترک" به این مفهوم است که همه انژکتورهای سوخت توسط یک ریل سوخت مشترک تغذیه می‌شوند که در واقع یک انباره فشار است که در آن سوخت با فشار بالا ذخیره می‌ گردد.
همین انباره،است که سوخت با فشار بالا را برای انژکتورها تأمین می‌کند.

آقا اینقدر کریسمس را به ارامنه تبریک نگویید!!

کریسمس عید ارامنه ایران نیست!
در ایران هر ساله با نزدیک شدن به کریسمس یک عده
به خیال خود کریسمس را به هموطتان مسیحی تبریک می گویند!!
در حالیکه ارامنه ایران جشن سال نو را نه در
۴ دیماه بلکه در ۱۶ دیماه برگزار می کنند!
بنابراین اگر خواستید سال نو را به هموطنان مسیحی و ارمنی خودمان تبریک بگویید باید ۱۲ روز صبر کنید چون آنها نه ۲۵ دسامبر بلکه ۶ ژانویه معادل ۱۶ دی! را بعنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند!
اغلب مسیحیان ۲۵ دسامبر یا چهارم دی (‌و در سال‌های کبیسه روز ۵ دیماه) به عنوان روز میلاد مسیح جشن گرفته میشود
ولی ۴ دی یا ۲۵ دسامبر نزد مسیحیان ایران روز تولد مسیح نیست!!
کریسمس در واقع روز جشن مسیحیان پروتستان است در حالی که اغلب مسیحیان ایرانی عضو کلیسای ارامنه‌ هستند!
همین ناآگاهی و بی اطلاعی سبب شده
حتی مقامات رسمی مملکت کریسمس را به ارامنه تبریک بگویند!!
همین پارسال بود که زیباکلام دوباره این اشتباه را تکرار کرد و کریسمس را به هموطنان ایرانی تبریک گفت!!
اینها به این نکته تاریخی توجه ندارند و آنقدر تکرار شده که مسیحیان ایران هم حوصله یادآوری آن را ندارند!
نکته تاسف انگیز اینکه چرا در ایران تولد مسیح را تبریک می‌گویند
ولی کسی میلاد زرتشت را تبریک نمی گوید؟!!
واقعا کدامیک با فرهنگ ایران زمین آمیختگی بیشتری دارند؟!!🤔


دلیل تفاوت این است که مسیحیت در واقع دو شاخه دارد:
شرقی و غربی
و در شاخه شرقی یا همان مسیحیا رتدوکس‌ تفاوت‌هایی با مسیحیت غربی شامل کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها دارند.

مسیحیان ایران معتقدند در سده‌های آغازین مسیحیت هم جشن میلاد و تعمید مسیح را .۶ ژانویه برگزار می‌کردند و اگرچه دیگران به تغییر آن تن دادند... اما در ایران این تاریخ حفظ شد
و جالب اینکه با سنت های ایرانی هم درآمیخته شده بطوریکه در شب تولد مسیح مثل آمریکایی‌ها خوراک بوقلمون نمی خورند
بلکه مثل شب سال نو ایرانی
سبزی‌پلو با ماهی!! می‌خورند.
البته ایرانیان مسیحی سنت سبزی‌پلو با ماهی را در شب عید نوروز هم مثل دیگر ایرانیان انجام می دهند

درباره چرایی تغییر روز کریسمس از ششم ژانویه به ۲۵ دسامبر
آرداک مانوکیان، اسقف اعظم فقید ارامنه تهران در کتاب
"جشن‌های کلیسای ارمنی" نوشته است‌:

«پس از قرن چهارم میلادی بود که به تصویب کلیسای کاتولیک روم، میلاد مسیح را در ۲۵ دسامبر و تعمید را در ۶ ژانویه جشن گرفتند
ولی. تا قبل از آن همگی ۶ ژانویه را بعنوان میلاد مسیح (و تعمید) جشن می گرفتند!

این تغییر علت مهمی داشت. جشن میترا، ایزد خورشید که در هر سو گسترده شده بود، در روم از ۲۱ تا ۳۱ دسامبر برگزار می‌شد.۲۵ دسامبر روز تولد میترا بود که در اروپا، خاصه در روم، با مراسم ویژه‌ای جشن گرفته می‌شد.
کاهنان، آتش می‌افروختند و مردم شادمانی می‌کردند.
قیصران روم هم ایزد خورشید را ایزد پشتیبان خود می‌شمردند و آن را ایزد خورشید بی‌شکست می‌نامیدند.

مسیحیت نتوانست مانع برگزاری آن جشن شود. خاصه آنکه در سال ۲۷۴ میلادی قیصر آورلیوس برای ایزد خورشید پرستش‌گاهی پرشکوه ساخت و در قرن بعدی قیصر ژولیوس آن را همچون ایزد پشتیبان اعتبار قیصران
با ارزش بیشتری برگزار کرد
در جای کنونی واتیکان، پرستش‌گاه میترا قرار داشته که مجلل‌ترین پرستش‌گاه روم بوده

پرستش‌گاه میترا پس از بنای کلیسای پتروس مقدس نیز مورد احترام، توجه و پرستش بود، مقامات کلیسای روم برای آنکه به برگزاری جشن‌های میترا در ۲۵ دسامبر پایان دهند، قرار گذاشتند تا در همان تاریخ به جای برگزاری جشن میلاد ایزد خورشید، روز میلاد مسیح را بعنوان روز میلاد خورشید عدالت، جشن بگیرند!!!

به این ترتیب کلیسای روم در سال ۴۵۱ میلادی برای پایان دادن به برگزاری جشن ایزد خورشید، روز ۲۵ دسامبر را روز میلاد حضرت عیسی اعلام کرد!!

پس از گذشت مدتی سرانجام تمام جهان مسیحی آن تاریخ را پذیرفت!
اما ارمنیان به رسم کهن پای‌بند ماندند و جشن میلاد و تعمید را همچنان در همان ۶ ژانویه برگزار می‌کنند.»

سه نکتۀ :
پیروان ادیان وقتی به شاخه‌های مختلف تقسیم می‌شوند نشانه‌های اختصاصی برای خود ایجاد یا آنها را حفظ می‌کنند.

همچنانکه در اسلام هم روز تولد پیامبر و روز عید فطر بین شیعه و سنی اختلاف است!

مسیحیان ایران از کلیسای کاتولیک تبعیت نمی‌کنند! برای همین است که مثلا اگر پاپ فرانسیس به تهران سفر کند
مانند مسیحیان آمریکای لاتین از او استقبال نمیکنند!
و این جنبۀ تاریخی و نژادی هم دارد و صرفا مذهبی نیست.

هر چهار سال یک بار ۲۵ دسامبر معادل ۵ دیماه است.
۵ دی را زرتشتیان به عنوان سالروز درگذشت یا قتل آشو‌زرتشت گرامی می‌دارند و شاید مسیحیان ایران نمی‌خواستند این دو یعنی میلاد مسیح و مرگ زرتشت با هم همزمان باشند!

انتر هر چی زشت تره بازیش بیشتره!! 

انتر هر چی زشت تره بازیش بیشتره!!

عنتر یا انتر؟!
در پارسی بوزینه می گویند. انتر احتمالا نوع خاص و زشت تری از بوزینه بوده.

صادق چوبک نویسنده مشهور بوشهری در کتاب
"انتری که لوطیش مرده بود "
انتر را با الف نوشته!
چون انتر واژه ایست پارسی
اینکه عنتر با عین نوشته شود یا با الف (انتر) خیلی فرقی نمی کند!
چون عرب ها به میمون می گویند قِرد و سعدان هم دارند که شاید نوعی گرته برداری از نام میمون(به معنی خوش یمن باشد!)
در پارسی عامیانه گفته سایری هست که می گوید:
عنتر ( میمون) هر چی زشت تره، بازیش(اداش) بیشتره!
که اشاره به افراد زشتی دارد که هر چقدر بدقیافه تر هستند ادا اطوارشان بیشتر است!
مثل این دخترها و زنهای زشتی که هر چقدر زشت ترند بزک دوزک و آرایش غلیظ تری دارند یا لباسهای اجق وجق تری می پوشند تا جلب توجه کنند! یا از نظر رفتاری ناز و ادای بیشتری دارند!
آنکه زیباست برای دیده شدن نیازی به این خودنمایی ها ندارد.
بوشهری می گویند:
شادی هرچه زشت ترن بازیش بیشترن!
در بوشهری شادی به معنی انتر و میمون است!
و این ضرب المثل درمورد کسیست که خودش
قیافه است؛ ولی دیگران رامورد تمسخر قرار می دهد!
در پایان بد نیست خاطره ای برایتان تعریف کنم:
در دهه ۱۳۵۰ که بعداز شوک نفتی و سه برابر شدن قیمت نفت ، ثروت؟زیادی نصیب ایران شده؟بود سیل محصولات خارجی و از جمله انواع کولرهای گازی پنجره ای به جنوب ایران سرازیرشده بود در هوای گرم و شرجی خرمشهر انواع نامهای تجاری کولرها در بازاربه وفور و بصورت تمام قسطی فروخته می شد
از کولر اوجنرال ژاپنی تا گیبسون آمریکایی و ادیسون و کلویناتور ...
یک مارکی هم بود بنام کولر عنتر !!
حالا داستان چی بود؟!!
اسم این کولر
اینترناسیونال
international
بود. و جماعت فروشنده غالبا کم سواد و بیسواد
فقط همان ابتدای نامش یعنی اینتر! را ببان می کردند!
و مردم کوچه بازار هم که ید طولایی در خراب کردن و تحریف واژگان پارسی وبیگانه دارند بسرعت آن را تبدیل به کولر عنتر!! کردند!
اتفاقا کولر عنتر در آن دوران بسیار معروف شده بود و خواهان زیادی داشت!
م.ت ۱ دیماه ۱۴۰۴