تفاوت زلزله‌های عمیق با سطحی

تفاوت زلزله‌های عمیق با سطحی
تعریف زلزله
زلزله به معنی تکان خوردن زمین در اثر حرکت سریع پوسته سخت خارجی زمین است. زلزله هنگامی رخ می‌دهد که نیروی کششی ذخیره شده در درون زمین و در پوسته سخت و صخرهای آن، ناگهان آزاد می‌شود و این انرژی ر‌ها شده از طریق امواج زلزله به سطح زمین می رسد حالا هر چقدر عمیق زلزله بیشتر باشد خسارات آن کمتر است.
تنش و فشار در پوسته زمین ایجاد گسل می‌کند که در نهایت منجر به زمین‌لرزه می‌شود.
ویژگی‌های زلزله بیش از همه به نوع لغزش گسل یا حرکت در طول گسلی که ایجاد زلزله می‌کند، بستگی دارد.
ایران ما هم که پر از،گسل است،و چون محل خروج آب از میان همین گسل هاست اکثر،شهرها و آبادی های ما در کنار همین گسل های زلزله خیز بنا نهاده شده اند!!

مقدار بزرگی یک زلزله متناسب با انرژی آزاد شده زلزله است. زلزله‌های کوچک‌تر از بزرگی ۳ ریشتر اغلب غیرمحسوس و بزرگ‌تر از ۶ ریشتر خسارت‌های جدی را به بار می‌آورند، البته دقد کنید که واحد ریشتر یک واحد لگاریتمی است یعنی که هر واحد اضافه آن حدوداً ۱۰ برابر قبلی است (مثلاً ۵ نسبت به ۶) فقط واحد اندازه و شدت انرژی تخلیه شده است. و تفاوتش ۱۰ برابر است!

محل آغاز گسیختگی در گسل (گسلش) را کانون زلزله یا مرکز درونی می‌نامند و در واقع محل اولیه آزاد شدن انرژی در داخل زمین می‌باشد. تصویر کانون در سطح زمین) مرکز زلزله (نامیده می‌شود که معمولاً محل بیش‌ترین خسارت‌ها می‌باشد.

فاصله بین مرکز و کانون زلزله را«عمق زلزله‌» می‌گویند که براساس عمق، زمین‌لرزه‌ها را می‌توان به ۳ دسته زیر تقسیم نمود:
– کم ژرفا: با ژرفای ۰ تا ۷۰ کیلومتر
– متوسط: با ژرفای ۷۰ تا ۳۰۰ کیلومتر.
– عمیق: با ژرفای بیش از ۳۰۰ کیلومتر
هرچه عمق زلزله‌ها کم‌تر باشد خرابی‌های بیش‌تری دارد. هر چه بزرگی یک زلزله بیش‌تر و کانون آن به سطح زمین نزدیک‌تر باشد، خطرات بیش‌تری دارد. البته علاوه بر عمق زلزله، مسایلی مانند جنس خاک، دوری و نزدیکی به گسل، شیب سطح و… در تعیین قدرت تخریب یک زمین‌لرزه، مؤثرند.
ما اکنون دهه‌هاست که می‌دانیم زلزله‌های عمیق، به‌ویژه آنهایی که در بیش‌تر از عمق ۶۰ کیلومتری سطح زمین رخ می‌دهند، انرژی لرزه‌ای متفاوتی نسبت به لرزه‌های نزدیک به سطح تولید می‌کنند.
بنا به سازمان زمین‌شناسی آمریکا، اکثر زمین‌‌لرزه‌ها در اعماق کم رخ می‌دهند. این زمین‌‌لرزه‌ها عموماً خسارت‌های بیش‌تری نسبت به زمین‌لرزه‌های عمیق‌تر به بار می‌آورند. با این حال هنوز پرسش های اساسی در مورد علل زمین‌لرزه‌های عمیق وجود دارد. جنس زمین و نوع سنگها هم در شدت زلزله تاثیر،دارند.

اثر چراغ قوه ای " در زلزله 

"اثر چراغ قوه ای " در زلزله
در طی تاریخ بسیاری از تمدن‌ها در اثر زلزله از بین رفته اند. گاهی فرکانس رخ دادن این زلزله ها چند صد سال یک بار است .
زلزله هر چقدر عمیق تر باشد گستردگی آن بیشتر و تلفاتش کمتر است این را اثر چراغ قوه ای زلزله می نامند
درست مثل نور چراغ قوه که هر چه دورتر می شویم نور پخش تر و کم سو می‌شود زلزله هم همین گونه است
مثلا در زلزله ای که در. مرز ایران و پاکستان رخ داده بود در،سمت ایران تلفات و خسارت نداشتیم چون این زلزله عمیق تا به سطح زمین برسد مستهلک می‌شود .

زلزله بم عمق آن ۷ کیلومتر بوده و درست زیر،شهر بم بوده و با این عمق کم ۳۲ هزار نفر کشته و شهر ویران شده،... در حالیکه همان زمان زلزله ای با همان شدت در ژاپن آمد و فقط یک نفر در اثر سکته قلبی تلفات داشت!
زون های،شکسته مجاری چشمه ها هستند و بم در دل کویر به ناگهان با نگینی کتار آب مواجه می‌شویم عمدتا شهرهای نا کنار همین گسل های منابع آبی درست شده اند چون منابع ابهای سطحی در ایران کم است کیفیت مصالح ساخت در ایران بیشتر گل و سنگ و خشت هستند تا آوار سنگینی دارند. ناگریز باید با زلزله زندگی کنیم .
مثلا در زمان قدیم که مردم چادر نشین بودند وقوع زلزله تلفاتی نداشت پس تلفات زلزله بستگی به نوع ساخت و ساز ها دارد.
ما باید تاب آوری داشته باشیم. ایران سرزمینی زلزله خیز است طول کل گسلهای اصلی کشور،۴۰ هزار کیلومتر است !! یعنی به اندازه محیط کره زمین‌ ما در ایران هرچقدر از،یک گسل دور شویم با گسل دیگری نزدیک می شویم!
چون فلات ایران ما بین چند مرز تکتونیکی عربستان و هند واقع شده است که مرتب تحو فشار است.
رعایت نکردن استاندارد های موجوددر ساخت و ساز،یکی از،علتهای اصلی تلفات زلزله است ..‌.. مثلا در زلزله کرمانشاه، یک ساختمان کلا مچاله شده و یک ساختمان مجاورش کاملا سالم مانده ! لذا توجه به ساخت و ساز مقاوم خیلی مهم است چون پیش بینی زلزله مشکل است و نتیجه خیلی موثری هم در کاهش تلفات ندارد.
جابجایی گسل ها در اثر همین صفحات تکتونیکی است. توجه داشته باشید که این تغیرات که در هزاران سال انجام می گیرد در زمین شناسی در حد دهم ثانیه است!
این طبعیت زمین است اگر این حرکات نباشد غیر طبیعی است‌ اساسا تکامل سرزمبنی،بدلیل همین حرکات زمین است.
اگر حرکات زمین وجود نداشت تشکیل جنگلها و پیدایش چشمه هاهم نبود!

کوهها میخ زمین نیستند!
خیلی از،زلزله ها در دامنه کوههاست مرز،بین کوه و دشت گسل است مثل ورقه پلاستیکی که وقتی فشار می دهیم وسطش بالا می آید
۶۰ درصد زلزله های ایران در همین حوالی مناطق کوهستانی وزاگرس رخ داده است و بر خلاف آنچه گفته می‌شود کوهها میخ هایی در،زمین نیستند!

کُرپروتوکراسی”Corporatocracy” ؛ کُرپروتوکراسی”Corporatocracy” ؛

شرکت سالاری !!

حالا در بین این همه واژه های کراسی بد نیست نگاهی هم به کُرپروتوکراسی”Corporatocracy” ؛
بیندازیم
ترکیبی از “Corporate+Cracy”
به معنی
“Rule by Corporations
است که می توان آنرا یا شرکت سالاری یا “حکومت موسسه سالاری” معنی کرد.

براز درک این مفهوم بعنوان مثال طبق گزارش آکسفام که اوایل سال ۲۰۱۸ میلادی در مجمع جهانی اقتصاد سوئیس منتشر شد؛ در سال ۲۰۱۷؛ یک درصد از جمعیت جهان!! که مالکان شرکت های بزرگ چند ملیتی هستند ۸۲ درصد از ثروت خلق شده کل سال را به جیب زده اند! واین در حالیست که هیچ تغییری در درآمد نیمی از جمعیت جهان یعنی ۳٫۶ میلیارد نفر رخ نداده است !
و مثال دیگری میزنم : ولقعا حیرت آور نیست که درآمد سه شرکت
وال مارت،
اَپل
و شِل
از مجموع درآمد ۱۸۰ کشور جهان بالاتر است!
در،چنین دنیای ناعادلانه ای فکر کنید حکومت هم به شیوه کلپتوکراسی اداره شود!!

این شرکت های بزرگ که دارای حق انحصار هم هستند حتی مسیر آینده کشورهای متبوع خود را تعیین می کنند که با کجا دوست و متحد باشند و با کجا دشمن و شعارهای رایج حکومت تامین کننده منافع آنهاست. آنها همان Rent Seeker ها هستند که بجای خلق ثروت در جایی که فعالیت اقتصادی رخ می دهد، بدنبال کسب منافع از دیگران از طریق دستکاری و تغییر محیط کار و کسب هستند. به عبارت دیگر؛ در فضای به ظاهر دموکراسی انتخابات برگزار شده و عمده رای دهندگان با شور و نشاط شرکت کرده اما نتیجه انتخابات همانی می شود که آن شرکت ها می خواهند. در این حکومت ها نمایندگانی که برای رای گیری به مردم معرفی می شوند یا منتخب شرکت های بزرگ هستند و یا پس از انتخاب شدن و ورود به مجالس قانون گزاری و پست های مهم، شکار این شرکت ها شده تا اصالتا منافع آنها و نه مردم را تامین کنند. این شرکت ها پشت تمام مراکز حساس قانون گزاری، اجرایی و قضایی مخفی شده و دارای لابی سنگین با مقامات حکومتی هستند.

این شرکت ها چون Too Big to Fail هستند فقط نقش مطالبه گر را بازی می کنند و هر گاه قانونی بخواهد سهم آنها را از اقتصاد ملی محدود یا حذف کند، با راه اندازی آشوب و اغتشاشات و ایجاد تلاطم های اقتصادی دولت ها را فلج کرده و البته ضررهای خود را از منابع مالیاتی مردم تامین می کنند. همچنین آنها با مالیات اصلا میانه خوبی ندارند و با بهره گیری از شکاف های قانونی و بهشت های مالیاتی، عمدتا مالیات پرداخت نمی کنند و یا بسیار اندک پرداخت می کنند

راهکار اساسی تجدید نظر در چینش نیروی انسانی و بکارگیری مدیران شایسته وخلاق است

دهد. نتیجه اینکه در سازمان هیچکس سرجای خودش نیست!
۲- برای پاسخ به این پرسش باید آمار گیری دقیقی انجام شود ولی اگر بخواهم بطور تجربی پاسخ دهم بدون بیش تر ازده درصد توانایی های کارکنان استفاده نمیشود و ۸۰ تا ۹ درصد قابلیت های کارکنان بعلت مدیریت ناکارآمد هدر می رود!
۳- پاسخ این پرسش با قاطعیت تمام بله است نه تنها جایگاه فعلی بهبود پیدا می کند بلکه باعث چنان تحولی عظیمی در سازمان میشود که باور کردنی نیست!
۴- بکارگیری افراد مناسب در محلهای شایسته آنه

ادامه نوشته