میل به ازدواج نوعی حس درونیست
خیلی از کسانی که ازدواج نکرده اند یا حتی کسانیکه سالهاست زندگی مشترک را تجربه کرده اند هیچوقت به این پرسش اساسی فکر نکرده اند که دلیلشان برای ازدواج کردن چیست؟!
ایا صرفا بخاطر علاقه به ظاهر بوده و عاشق چهره و اندام طرف مقابل شده اند؟
یا بخاطر نیازهای درونی جسمی و روانی بوده؟
شایر از روی ترحم و دلسوزی برای طرف مقابل با او ازدواج کرده اند؟!
برخی ها ( بیشتر در مورد دختران) برای فرار از محیط آزار دهنده خانه تن با ازدواج داده اند
یا ازدواج کرده اند که آزادتر و راحت تر باشند؟
بهر حال هیچکدام از اینها دلایل مناسبی برای ازدواج نیستند. و طبیعی است که چنین ازدواج هایی فرجام خوبی هم نداشته باشند.
دلایل ازدواج
میل به ازدواج نوعی حس درونیست که کم و بیش در همه وجود دارد. مثل حس گرسنه شدن یا تشنه شدن و یا نیاز به خوابیدن.
تفاوتش این است که این نیاز معمولا بعد از بلوغ جنسی شدت پیدا میکند
و هیجان بیشتری دارد.
بهرحال اینکه چنین حسی از سنین ۱۳ یا ۱۴ سالگی در دختران و حدود ۱۵ سالگی در پسران ظهور و بروز کند انری کاملا طبیعی است اگر غیر از این اتفاق بیفتد غیرعادی و نگران کننده است!
چرا باید ازدواج کرد؟
همه آنهایی که ازدواج کرده اند بهرصورت دلایل خاص خودشان را دارند
ولی آنچه کیفیت رابطه زناشویی و زندگی مشترک را در آینده مشخص میکند این است دلیل شما برای ازدواج چه بوده و چه انتظاری از این زندگی مشترک داشته اید که حالا وقتی ازدواج کرده اید آن انتظار برآورده شده یا نشده؟!
وقتی این خواسته و دیدگاه نادرست باشد بسرعت مشکلات و تعارضات و اختلافات، آشکار می شوند.
نیاز به شریک عاطفی
همانگونه که پیشتر اشاره شد نیاز به داشتن یک شریک احساسی نیازی ذاتی در همه ما انسانهاست.
دقیقا به همین خاطرست که همه ما آدمهای طبیعی و سالم از یک سن و مرحله ای به بعد احساس میکنیم توانایی تحمل تنهایی را نداریم! یک عطش درونی ما را به سوی جنس مخالف می کشد. این نیاز باید با ارتباط با جنس مخالف پاسخ داده شود نه اینکه رو به طرف دوستان همجنس بیاوریم و بخواهیم به این شکل چنان نیاز عاطفی را جبران کنیم.
از ابنجاست که در مسیری اشتباه قرار می گیریم.
این نیاز چون دائمی است باید از طریق یک ارتباط دائمی هم تامین شود دوستی های موقت با جنس مخالف نه تنها پاسخگوی این نیاز نیست بلکه می تواند بشدت آسیب زننده هم باشد.
از اصلیترین دلایل ازدواج پیدا کردن یک شریک عاطفی مناسب از طریق ازرواج است.
تشکیل خانواده
این حرفهایی که می گویند چه نیازی به تشکیل خانواده است و در پی انکار این اولین واحد جمعیتی در جامعه هستند پرت و پلاهایی بیش نیست. چون خود شما زندگی در دامن همین خانواده شروع کرده اید. اگر آن خانواده نبود نسل بشر ادامه پیدا نمی کرد. این قانون طبیعت ماست که برگرفته از نیاز ذاتی ما انسانها برای تداوم بقاست.
این چیزیست که ژنهای ما به ما تحمیل کرده اند و راه فراری از آن نداریم.
دقیقا بدلیل همین تمایل ذاتی است که کم و بیش همه انسانهای سالم و طبیعی
تن به ازدواج و بچه دار شدن می دهید و همه مشکلات و پیامدهای ناگوار آن را به جان می خرید.
تشکیل خانواده و از آن مهمتر موضوع فرزند آوری که به نوعی در روان ما نهفته است همان برنانه ایست که ژنهای هوشمند ما طی میلیونها سال تکامل در درون ما ایجاد کرده اند. فرار از آن بیفایده است!
ادامه دارد