یک میلیون سال فناوری ثابت مانده است

این روزها باستان شناسی هم در لبه دانش قرار دارد بطوریکه
از یک مشت خاک می توان DNA تمام موجودات را پیدا کرد
باستان شناسی دنبال این پرسش است که انسانهای قبل از ما چگونه زندگی می کرده اند
کاوش : آشکارسازی شیوه زندگی گذشتگان
و پرسش های گوناگونی که هر کدام از این اشیای کشف شده
هر چقدر روایت های ما از گذشتگان روی
علوم سخت مثل فیزیک شیمی و زمین شناسی... سوار باشد این روایت ها قطعیت بیشتری دارند
ژنتیک مولکولی قطعیت بالایی به ماجرا می دهد که می توان نقشه ژنی وتبار آدمها را پیدا کنیم.
درخت ژنی که ریشه اجداد ما را با دقت بالا تعیین می کند
حدود چهار دهه است که ژنتیک به کمک باستان شناسی آمده
ولی هنوز آن فناوری را نداریم و بگوئیم کدام انسان متعلق به کدام قاره است؟!
در ایران کم کار کرده ایم و متخصصان کمی داریم.
در بازه زمانی ۶ هزار سال پیش تا حالا و معماری ابزارهایی برای کاوش داریم
ولی هوش مصنوعی و
machin learning
شکل ابزار سنگی را با ماشین معرفی کرده ایم و حالا هر ابزار سنگی را می توان تشخیص داد.
در گذشته کاوشگر نیازی نبود سر ترانشه حاضر باشد اطلاعات کم بود و کار ساده تر بود
الان فناوری ما به جایی رسیده است که نمونه را داخل آن می گذاریم و سن آن را نشان می دهد ولی این اتفاق رخ ندادن چون متقاضی ندارد!
مثلا GPS در زمان گذشته خیلی شگفت آور بود ولی الان روی گوشی همراه است.
یک میلیون سال طول کشید تا آشوری( تکه سنگی شبیه قطره)
یک میلیون سال فناوری ثابت مانده است یک شیب خیلی پیوسته دارد و هیج اتفاقی نیفتاده
حالا سال هزار میلادی
بپرسیم صد سال دیگه کفش چگونه است؟!
می گفت همین شکل!
و حرفش درست بود!
ولی الان نمی توان جواب داد گوشی همراه و کامپیوتر در ده سال آینده چگونه است؟!
یکی از کهن ترین
شهر سوخته در ۵۶ کیلومتری زابل و حاشیه دلتای هیرمند
جراحی جمجمه قدیمی ترین چشم مصنوعی جهان . نمونه ای از انیمیشن جهان روی یک ظرف سفالی
شیادانی که ادعا می کنندنقشه گنج دارند!!

باعث تاسف است که همه اینها از زیر شاخه های شارلاتانیسم هستند!
همه چیز اطراف خرافه دور می زند!
پرسش اینجاست که اگر آن شیاد جای گنج ا می داند چرا خودش آن را بیرون نمی آورد؟!
او جواب دروغش را در جیب اش دارد! می گوید:
موکل اجازه این کار را نمی دهد!!
در حالیکه همه اینها شیادی و من در آوردی است.و فقط برای این است که اخاذی کنند. چون پای سودهای میلیاردی در میان است.
شیاد می گوید فلان کوه را نشان کن فلان درخت ده متر برو زیر زمین! و
ده متر رسیدن زیر زمین کار بسیار سختی است و حتی اگر چنین کاری را هم انجام دهید و گنجی پیدا نکنید
شیاد از رو نمی رود!
می گوید:
موکل آن را جابجا کرده!!
این حجم از شیادی و گول خوردن نا امید کننده است نه بخاطر شیادها که آنها می دانند چکار می کنند. بلکه
بخاطر افرادیست که گول این شیادان را می خورند.
تمام محوطه های باستانی است مورد دستبرد این گنج یاب ها قرار گرفته اند بطوریکه در حال حاضر
یک محوطه باستان شناسی در ایران وجود ندارد که سوراخ سوراخ نشده باشد!
و به این ترتیب تمام اطلاعات برای همیشه نابود شده است!
آنها دنبال گنج و طلا هستند
۴۰۰ وبسایت رسمی برای گنج یابی وجود دارد! چون خیلی ها باور دارند که گنج هست. بعضی از این سایت ها میلیونها بازدید کننده دارند از دکتر و مهندس تا مردم عادی! و این جای تاسف است.
ولی باستان شناس ها دنبال اسکلت و پیدا کردن سر نخی از گذشته ها هستند.
در مورد ادعاهایی که گنج یاب ها می کنند باید توانایی تفکر انتقادی داشته باشید و هر ادعایی را باور نکنید
مثلا هیچوقت شما شخصی که خودش گنج را دیده باشد پیدا نمی کنید همه اش نقل قول از دیگران است همه روایت ها دروغ!
کلا در طول تاریخ فقط
۵ تا سکه دریک هخامنشیان باقی مانده است که سه تا در گرجستان و دو تا در ایران است!
عوام فکر می کنند
در زمان گذشته با وجود پادشاهان وحکومت های فراوان میزان طلای موجود خیلی محدود بوده و دپوی طلا نداشته ایم!
در گذشته استخراج و تولید طلا خیلی مشکل بوده و اغلب طلاهای قدیمی را آب کرده و از نو سکه ضرب می کرده اند برخلاف امروز که تولید طلا خیلی زیاد شده در قدیم سکه طلا خیلی کم و نایاب بوده
حتی پیدا کردن
استخوانهای قدیم مشکل است چون همه دچار تلاشی شده اند فقط اندکی از آنها بخاطر شرایط PH خاک و یا ایجاد حالت وکیوم باعث شده اسکلت ها همچنان بعد از اعصار و قرون گذشته سالم بمانند! مثلا در
محوطه دمانسی در گرجستان یک لایه آتشفشانی روی انبوهی از اسکلت ها را پوشانده و آنها را سالم حفظ کرده است.
یافتن اسکلت سالم گذشتگان بسیار نادر است.
چیزی که هنوز در کاوش ها ما را شگفت زده می کند و
اصلی ترین مجهول باستان شناسی در حال حاضر این است که:
ما نه تنها با نئاندرتال ها پیشینه مشترک داریم بلکه با سه نوع انسان دیگر هم تبادل ژنتیکی داشته ایم که هنوز پیدا نشده اند.
باستان شناس
پادکست بنفش
فرهاد ارکانیان

مصرف بی رویه انرژی در ایران

ایران از معدود کشورهای دنیاست و شاید یگانه کشوریست که سوخت و انرژی در آن بی بهاست و همین ارزانی بنزین وگازوئیل و گاز سبب شده که توده مردم بی محابا این سوخت های ارزشمند را مصرف کنند! و این طبیعی است وقتی چیزی ارزان باشد توده مردم ارزشی برای آن قائل نیستند و طریقه اصراف را در پیش می گیرند.
کافیست سری به کوچه و بازار بزنید ببینید چگونه در رستورانها بخاری های گازی در فضای بازجلوی رستوران گذاشته اند تا مشتری هادر سرمای زمستان گرم شوند!!
یا در فضاهای باز کارگاهها شعله های آبی گازهای ارزشمند بی محابا در حال سوختن است!
چگونه در شمال تهران استخرهای خصوصی را با گاز ارزان گرم ؟ی کنند؟! با این گاز ارزان گلخانه های بزرگ برای تولید محصولات کشاورزی راه انداخت اند و سودهای کلان به جیب می زنند تا عده ای فرصت طلب سودجو یک شبه به ثروت های افسانه ای دست پیدا کنند و ثروت ملی مملکت به باد فنا رود!
در کجای دنیا با ثروت و سرمایه طبیعی مملکت اینگونه بی رحمانه و ی انصافانه رفتار می کنند؟!
شما کافیست یک سری به خیابانهای تهران بزنید تا این حجم وحشتناک خودروهای شخصی تک سرنشین را مشاهده کنید که بخاطر ارزانی بنزین بی هدف در خیابانها در حرکت دور دور هستند!
آخر هفته ها سیل خودرهای گرانقیمت و حتی ارزانقیمت را ببینید که راهی شمال میشوند! این فرصت طلب های خودخواه که اینگونه سوخت ارزان را هدر می دهند اگر بنزین بجای هزارتومن و سه هزار تومن و پنج هزار تومن به قیمت واقعی لیتری ۵۰ هزار و ۶۰ هزار تومن فروخته می شد آیا بازهم این ناکسان هر هفته راهی شمال می شدند؟!
قطعا خیر و مطمئنا مصرف سوخت منطقی می شد.
مقصر اصلی در این میان دولتمردان و تصمیم گیرندگانی هستند که با اقدامات سراسر غلط خود وضعیت را به نقطه ای رسانده اند که جرات گران کردن(در حقیقت واقعی کردن قیمت سوخت) را ندارند!
چون سالها با یارانه های غیر منطقی دلالان حکومتی فرآورده های نفتی ازجمله بنزین را برای تجارت وسود سرشار خودشان وارد کردند( و جز یک پالایشگاه ستاره خلیج فارس) چهارتا پالایشگاه درست ودرمان در این دیار نفت خیز نساختند!
اما وقتی تحریم ها شدت گرفت و کفگیر یارانه های فاجعه بار به ته دیگ خورد دولت نه پولی برای واردکردن بنزین داشت ونه توان تامین بنزینی که مردم بی حساب وکتاب مصرف می کردند!!
چنین رویه غلطی نهایتابه آنجا منتهی شد که یک شبه در دولت روحانی قیمت بنزین سه برابر شد و هیچکس و از جمله رئیس جمهور زیر بار این افزایش قیمت نشد( تا در گردن نگیر ترین مملکت دنیا که شکست همواره یتیم است!) و آن وقایع غمبار رغم بخورد که همگان دیدیم و مردم شورش کنندمردمی که حق داشتند و نداشتند!
حق داشتند چون سه برابرکردن قیمت سوخت شوک شدیدی به جامعه وارد می کند و حق نداشتند چون دردیاری که ازنخود و لوبیا و گرفته تا پوشاک و مسکن وبقیه اجناس ... همه درطی سال مرتب گران می شوند وتورمی بالای ۵۰٪ را تجربه می کنند تاسف آور است که در این میان فقط سوخت است که قیمتش همچنان ارزان تر از آب باقی مانده است!!
این روند نمی تواند ادامه پیدا کند چون اگر شما به اقیانوسی از نفت و گازهم دسترسی داشته باشد با این مصرف بی رویه بازهم باکمبود روبرو خواهید شد!
سریعا باید قیمت ها منطقی و مطابق قیمت جهانی و روز دنیاشود
این تنها روش منطقی کردن مصرف سوخت است.

مجرد ماندن طبیعی نیست

عسل خانوم تحصیلات دانشگاهی دارد ۴۱سالگی را رد کرده است و بزودی در اسفندماه امسال وارد ۴۲ سالگی می شود.
تنها زندگی می کند. خانه و ماشین دارد شاغل است و زندگی مستقلی دارد
ولی همچنان مجرد مانده است!
بخاطر کاریر شغلی در زمینه بازرگانی و نیز علاقه به مسافرت به اغلب نقاط ایران از قشم وکیش تا کردستان و آذربایجان سفر کرده است
علاوه بر آن به کشورهای متعددی هم سفر کرده و خلاصه خانوم سرد و گرم چشیده ای است.
ولی همچنان در آسمانها و رویاهای دست نیافتنی سیر می کند!
وهمچنان در انتظار همسر رویایی است که از آسمان فرود آید!
اما غافل از اینکه چنین معجزه ای رخ نداده و نخواهد داد!
او همین دیشب به تازه ترین خواستگار زمینی هم پاسخ منفی داد!

ادامه نوشته

آیا تفاوتی بین ارکستر فیلارمونیک و ارکسترسمفونیک وجود دارد؟ نه!

آشنایی با موسیقی کلاسیک غربی

از دوران کودکی با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شدم و این آشنایی اتفاقی نبود آن زمان *رادیو نفت آبادان* در انتهای شب یعنی دقیقا ساعت ۲۲:۳۰ برنامه ای داشت که قطعاتی از موسیقی کلاسیک پخش می کرد و همین برنامه سبب آشنایی من با بزرگان موسیقی کلاسیک غرب شد ولی باید اعتراف کنم آنزمان درک درستی از این نوع موسیقی نداشتم! علتش واضح است مثل توده مردم کوچه و بازار گوشم برای شنیدن این نوع موسیقی تربیت نشده بود!
ولی تجربه واقعی از درک موسیقی کلاسیک بر می گردد به زمانیکه در دانشگاه شیراز درس می خواندم
در آنجا همخوابگاهی داشتم که تبریزی بود و با وجودیکه در رشته مهندسی شیمی درس می خواند بسیار فرهیخته و فرهنگی و اهل شعر و ادب و موسیقی بود.
اولین بار همو بود که نوار " *دانوب آبی" اشتراوس* را به من هدیه داد و گوش دادن مکرر به آن سبب درک بهتر و علاقه مندی به این نوع موزیک شد بطوریکه سالها بعد بقدری این توان شنیداری ارتقا پیدا کرد که از سمفونی آریا *امین اله حسین و باخ وبتهون* هم عبور کردم و موزیک *موتسارت* را گوش می دادم تا
به آثار پیچیده تری چون سمفونی های *گوستاو مالر* گوش فرا دهم!

برای کسانیکه به موسیقی کلاسیک غربی علاقه دارند حتما به نامهایی مثل *ارکسترفیلارمونیک* لندن یا برلین یا
*ارکستر سمفونیک لندن* برخورد کرده اند.
این دو نام تفاوت شاخصی با هم ندارند چون تعداد نوازندگان و نوع سازها یکیست فقط تفاوت در ریشه این کلمات و تمایز بین ارکسترهای شهری مثلا چون لندن است.
Is there a difference between Philharmonic and Symphony Orchestras?

Essentially, a philharmonic and a symphony are the same, the only true difference is the origin of the name. The words originate from the Greek words. Philharmonic means “love of harmony,” while the word symphony means “an agreement of sound
Why do they call it Philharmonic?
… has a wonderful derivation:
it comes from the Italian 'filarmonico' or 'loving harmony' and the French 'philharmonique,' which means the same thing
آیا تفاوتی بین ارکستر فیلارمونیک و ارکسترسمفونیک وجود دارد؟
نه!
اساساً، ارکستر فیلارمونیک و ارکستر سمفونیک یکی هستند، تنها تفاوت واقعی در ریشه نام آنهاست.
این واژه ها از کلمات یونانی سرچشمه می‌گیرند.
فیلارمونیک به معنی «عشق به هارمونی» است، در حالی که کلمه سمفونی به معنای «هماهنگی صدا» است.

چرا می گویند ارکستر فیلارمونیک؟
این واژه ریشه شگفت‌انگیزی دارد:
از کلمه ایتالیایی «filarmonico» یا «هماهنگی عاشقانه» و کلمه فرانسوی «philharmonique» گرفته شده است که به همان معناست.

یکی از دلایل تن دادن به ازدواج های ناجور ...

ازدواجی که از روی ناآگاهی و نادانی و بدون شناخت باشد سرانجامی نخواهد داشت.
چون ازدواج اشتباه همچون وصله ناجوریست که برخلاف تصور عوام گذشت زمان تاثیری در جور شدن آن ندارد! گذشت زمان فقط شکاف ها را عمیق تر می کند. بزرگترین اشتباه در این مرحله بچه دار شدن است.
اینگونه زوجهای ناجور وقتی بچه‌دار می شوند در تله ای می افتتد که رهایی از آن دشوار است اگر هم رهایی امکان پذیر باشد آسیبهای جدی هم برای زن و شوهر و هم بویژه برای فرزند یا فررندانمد پی دارد.
وقتی پای بچه در میان باشد زن گاهی حتی با وجودیکه از شوهرش کتک خورده دوباره به خانه شوهر بر می گردد! چون می گوید دلم برای بچه هایم تنگ شده!!
بچه هائیکه ژن های همان همسر ناجور را دارند و بعید است سرتر از پدرشان شوند!

چرا وقتی می دانید که زندگی مشترک دوامی ندارد وادامه اش ناممکن است بچه دار می شوید؟!
یکی از دلایل تن دادن به ازدواج های ناجور چه در قدیم و چه در بین جوان‌های امروزی این است که آنها از طرف خانواده زیر فشار قرار می گیرندو یا از آن بدتر مهر و محبتی که نیاز دارند از خانواده دریافت نمی کنند. لذا تصمیم می گیرند برای رهایی از این وضعیت از خانواده جدا شده و بویژه در مورد زنان دست به دامن مردی شوند که مثلا قرار است چتر حمایت و مهربانی اش را بر سر آنها پهن کند! و تن به ازدواج به هر قیمت می‌ دهند، ولی سخت در اشتباهند! اشتباه فاجعه باری که به هر دو طرف آسیب جدی وارد می کند و اگر بچه یا بچه هایی هم در میان باشند به سه نفر و چهار نفر ... آسیب وارد می کند.
اولین قربانی خود شخص است.
نتیجه چنین تجربه تلخی یا سوختن و ساختن است یا
حتی اگر از این زندگی جهنمی بیرون بیاید چون او را به همه بدبین می کند؛ به‌گونه‌ای که دیگر به کسی اعتماد و اطمینان ندارد.
یا هیچ‌کس را به حریم خودش راه نمی‌دهد یا اگر دوباره ازدواج کند چون آسیب های زیادی دیده بندرت زندگی موفقی خواهد داشت.
فرزندان و بویژه دختران بخصوص در سن بلوغ به محبت پدر و مادر و بویژه پدر نیاز دارند
نبود پدر یا پدری که مهربان و حمایتگر نیست می تواند سبب عصیان و فرار از خانه شود.
این آسیب هایی که بسادگی ایجاد شده اند همچون جامی که شکسته است درست کردن آن اگر غیر ممکن نباشد بسیار دشوار است.

اصطلاحات قلمبه سلمبه که خود عربها بکار نمی برند!!  

مشتکی عنه :
یعنی کسی که از او شکایت شده
٭ مشتکی عنهما جمع آن است یعنی دو نفری که از آنها شکایت شده ٭مشتکی عنهم :
یعنی چند نفری که از آنها شکایت شده است!!
واقعا تاسف انگیز است که هیچکدام از این اصطلاحات قلمبه سلمبه را خود عربها بکار نمی برند!! بجای آن می گویند
" المُتَّهمُون یا المُتَّهمِین"
گاهی متشاکی هم بکار برده میشود
حالا اینکه چرا این حقوقدانها و وکلا و حتی دادگاهها از این اصطلاحات پیچیده و نامأنوس را آنهم بطور افراطی استفاده می کنند که نه تنها مردم عادی حتی افراد با تحصیلات دانشگاهی هم از درک معنی آن عاجز هستند؟!!
لابد این هم نوعی بیماریست!

آکریلیک اسیدو سوپر جاذب ها 

آکریلیک اسیدو سوپر جاذب ها
سوپرجاذب‌های بهداشتی
Sanitary Super Absorbent Polymers
یا SAPs
پایه اصلی ساخت محصولات بهداشتی چون پوشک بچه، نوار بهداشتی و پدهای بی‌اختیاری ادرار هستند.
این پلیمرهای شگفت‌انگیز توانایی بسیار خوبی در جذب سریع و نگهداری مقادیر زیادی مایع دارند که آن ها رابه گزینه های خوبی برای محصولات بهداشتی و تصفیه پساب های خانگی و صنعتی می کند
اما این پودرهای جادویی چگونه تولید می‌شوند؟
با استفاده از پلیمریزاسیون آکریلیک اسید.
نمونه ای از پلیمرهای طبیعی، نشاسته است ولی پلیمرهای
مصنوعی یا دراز زنجیرها موکولهایی درشتی هستند که در پتروشیمی تولید می شوند.
ماده اولیه اصلی برای تولید سوپرجاذب‌ بهداشتی، آکریلیک اسید (Acrylic Acid است. یک ماده آلی و مایع بی‌رنگ که به عنوان مونومر (واحد سازنده پلیمر) در این فرآیند مورد استفاده است.
در کنار آکریلیک اسید، دو جزء دیگر هم نقش دارند

خنثی‌کننده
Neutralizer
از سود سوزآور یا همان سدیم هیدروکسید NaoH
یا کربنات پتاسیم برای خنثی کردن جزئی آکریلیک اسید استفاده می‌شود.
این فرآیند، مونومر را به سدیم اکریلات
Sodium Acrylat تبدیل می‌کند که واحد اصلی سازنده پلیمر نهایی است.
خنثی‌سازی باعث می‌شود که پلیمر نهایی دارای بارهای منفی باشد که برای جذب آب ضروری است.
این پلیمرهای تصفیه آب بشکل پودر در داخل آب حل می شوند و محلول غلیظی ایجاد می شود که پلی ایجاد می کند تا بتوان ذرات معلق در آب را جدا کرد و میزان ذرات کل محلول در آب را کاهش داد این ذرات معلق یا تی دی اس
TDS
در آب طبیعی بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ و حتی ۱۰۰۰ است
ولی در آب بدون املاح مورد استفاده در دیگهای بخار تی دی اس حدود ۱۰ است.
فولوکولانت ها
ذرات معلق و گل موجود در فاضلاب و آبهای آلوده هستند در تصفیه آب معادن بیشترین استفاده را دارند تا
قبل از فیلترپرس استفاده شوند.
سنگ معدن را خرد و پودر می کنند و فلزات آن را جدا می کنند سپس برای استفاده مجدد لازم است فلوکولانت های موجوددر این پساب حذف شوند و آب شفاف شود.
ذرات معلق جمع شده و آب شفاف می شود.

سوپر جاذب ها مانند دانه های شکر هستند و می توانند چند صد برابر خودشان آب جذب کنند
کاربردشان در پوشک نوار بهداشتی و کشاورزی است برای جذب بهتر مایعات است مصرف ایران ۷۰ هزار تن در سال است
امکان ساخت آن در ایران فعلا وجود ندارد چون مواد اولیه آن یا آکریلیک اسید از چین وارد می شود!
در پتروشیمی
پروپان تبدبل به پروپن و سپس آکریلیک اسید می شود. تا در ساخت سوپر جاذب ها استفاده شود
ولی در ایران همه پروپن تبدیل به PP می شود!
واحد آکریلیک اسید در ایران نداریم!
برای ایجاد آن حداقل ۱۰۰ میلیون دلار پول لازم است.
آکریلیک اسید یک اسید آلی و یکی از دانه های زنجیر است که پلیمر
آکریلیک اسید را می سازد که هم در سوپر جاذب ها هم در فولاکولانت ها استفاده می شود.

روحانی ها طرفدار ما هستند؟!

روحانی ها طرفدار ما هستند؟!

در بحبوحه انقلاب سران رژیم شاه ادعا کردندکه روحانی ها طرفدار ما هستند!
همان زمان هم
عوام یک جوکی درست کرده بودند و اسامی روحانی های طرفدار رژیم را منتشر کردند:
- انوشیروان روحانی( نوازنده)
- خانوم گلوریا روحانی(خواننده بهایی)
- تقی روحانی(گوینده خبر)
- فواد روحانی (مترجم و بهایی)

تئوری آکسفورد

تئوری آکسفورد
برخی انگلیسی ها معتقدند که
آثار شکسپیر
در واقع نوشته خود او نیست بلکه متعلق به کریستوفر مارلو یا شخص گمنام دیگریست! مارلو نثری روان و بشدت امروزی دارد
شباهت هایی بین نمایشنامه های
ادوارد دوم و چارلز سوم و
تاجر بهودی تاجر ونیزی هست
کریستوفر مارلو
در ۲۸ سالگی کشته می شود نمایشنامه
دکتر فاستوس عالم همه چیز دانی که عطش دانستن دارد و برای همین روح خود را با شیطان معامله می کند!
گوته نمایش فاوست رو با الهام از این نمایش نوشته است.

افسوس که دوران جوانی طی شد
و آن تازه بهار زندگانی دی شد
آن مرغ طرب که نام او بود شباب
فریاد ندانم که کی آمد کی شد؟!
آه چه دورانی بود
دوره شور و حال نوجوانی
دوران راهنمایی
درس خواندن با شهلا دختر همسایه ای که شیفته ام بود و به من عشق می ورزید ولی من محجوب تر از آن بودم که به او ابراز علاقه کنم و پاسخی در خور به او دهم
و در انتهای روز به تماشای غروب آفتاب به کنار شط کارون رفتن
آنگاه که شعاعهای زرد و نارنجی و قرمز آفتاب در شط کارون چنان پژواک زیبایی ایجاد می کنند که مرا با خود به عمق رویاهامی برند

مراقبت های ویژه از سالمندان

مراقبت های ویژه از سالمندان
در هر خانواده ای افراد سالخورده ای وجود دارندکه بیش از اندازه باید مراقب این زنان و مردان سالمند باشیم
جویای وضعیت سلامت آنها شویم
آنها را برای انجام معاینات دوره ای و check up
ببریم
از وضغیت خورد و خوراک آنها پرس و جو کنیم
دقت کنیم فشار خون و چربی و قندشان نرمال باشد و اینکه به هیچوجه چاق نباشند وم یبوست نداشته باشند
که اینها خود مادر تمام بیماریها هستند.
مادرم بخاطر اینکه یبوست داشت و سه روز شکمش کار نکرده بود فشار زیادی به روده اش وارد کرد در حد خونریزی و نهایتا سوراخ شدنم ایلئوم و عفونت شکم و بعد از دو عمل جراحی به اغما و خواب مصنوعی رفت و سرانجام در کمال ناباوری فوت کرد!
در حالیکه اگر مشکلش را به من گفته بود با چند دستورالعمل ساده حل می شد و امروز همچنان زنده بود.
اغلب افراد سالمند از خطراتی که در کمین آنهاست بی خبرند
دانش کافی از طرز کار بدن و اطلاعات اولیه پزشکی را ندارند!
در نتیجه ممکن است براحتی درمعرض خطرات جدی قرار بگیرند وحتی جانشان را از دست بدهند
در این مواقع لازم است یک آدم مطلع آنها را زیر نظر داشته و هشدارهای لازم را به آنها بدهد