[۱۰/۸،‏ ۱۱:۳۰] mad tavak: ۱- مدیریت منابع انسانی از گذشته تا بحال نقشی کاملامنفعل و فرمالیته داشته وبه هیچ وجه نتواسته وظیفه اصلی اش را که بکارگیری نیروهای کارآمد در محل های مناسب با توان و دانش و تجربه انها باشد انجام دهد. نتیجه اینکه در سازمان هیچکس سرجای خودش نیست!
۲- برای پاسخ به این پرسش باید آمار گیری دقیقی انجام شود ولی اگر بخواهم بطور تجربی پاسخ دهم بدون بیش تر ازده درصد توانایی های کارکنان استفاده نمیشود و ۸۰ تا ۹ درصد قابلیت های کارکنان بعلت مدیریت ناکارآمد هدر می رود!
۳- پاسخ این پرسش با قاطعیت تمام بله است نه تنها جایگاه فعلی بهبود پیدا می کند بلکه باعث چنان تحولی عظیمی در سازمان میشود که باور کردنی نیست!
۴- بکارگیری افراد مناسب در محلهای شایسته آنها و بهبود مستمر توانایی های کارکنان از طریق آموزش های مفید و مشوق های مالی و ارتقا شغلی و حذف مدرک گرایی افراطی که بدون توجه به راندمان و تجربه و دانش صرفا روی مدرک تحصیلی تکیه می کنند!
۵- با توجه به روشن نبودن مسیر و نداشتن امنیت شغلی خیلی مشکل است که برای ۵ سال آینده برنامه ریزی کرد ولی اگر سازمان سازوکار درستی داشته باشدچشم انداز آینده برای کارکنان بدرستی تعریف میشود که بخشی از آن برعهده من است که تصمیم دارم ارتقا شغلی پیدا کنم ولی سازمان هم باید برای من برنامه داشته باشد
[۱۰/۸،‏ ۱۱:۳۳] mad tavak: ۶- شکاف بزرگی بین آنچه من در ذهن دارم با جایگاهی که فعلا دارم وجود دارد با سازو کارهای فعلی کار چندانی برای پر کردن این شکاف نمی توان انجام داد!
۷- نقاط قوت فراوان است از جمله توجه به توانایی های فردی و کشف استعدادهای نهان کارکنان که گاهی خود کارکنان هم ازآن بی اطلاع هستند! تفویض احتیارات و میدان دادن به نبروهای زیر دست تا بتوانند دانسته های خود را مورد آزمون قرار دهند.
۸- ضعف های سازمان فراوان است اینکه مسیر پیشرفت و ارتقا برای عموم کارکنان باز نیست . در تخصیص مشاغل و انتصاب ها بصورت جناحی و باندی عمل میشود وشایسته سالاری وجود ندارد. مدیران فقط در فکر حفظ موقعیت شغلی خود هستند وحتی حاضرندمنافع شرکت و سایر کارکنان را فدای منافع شخصی خودشان کنند! سازمان نباید اجازه چنین کارهای خلافی را بدهد. و اینکه تصمیم گیرندگان همان کسانی هستند که خود ذی نفع اند و به نفع خودشان تصمیم گیری می کنند و سازوکار نظارتی برای نطارت بر عملکرد آنها وجود ندارد! مدیران دولتی به غلط فکر می کنند کارفرما هستند و با زیر دستان مستبدانه رفتار میکنند!
۹- فرصت های بیرونی بیشمارند کما اینکه تهدیدها هم کم نیستند! موضوع اینجاست که چگونه ازفرصتها نهایت استفاده شود وتهدیدها هم به فرصت تبدیل شوند. اینکه سازمان به خوراک و نیروی کار ارزان دسترسی دارد ابنکه بازار فروش خوبی دارد اینکه می تواند بهره ور تر باشد همه فرصت است تهدیدها هم زباد است تورم کارکنان که تهدیدی جدی برای بهره وری است باکاهش نیروی انسانی استفاده بهینه از توانایی کارکنان حذف پست هایی که کارآیی ندارند. حذف ریخت و پاش های زائد ... شناخت رقیبان در بازار فروش ... ۱۰-فرصت ها چون حرکت ابرها در گذرند! در پتروشیمی سالهاست که واحدهای عظیمی چون پارزایلن بی مصرف رها شده اند می توان ان را تغییر کاربری داد. بخش زیادی از گازها در فلرها می سوزند! محوطه پشت رستوران مرکزی و منطقه کمپ سایت زمینهای مرغوبی برای توسعه واحدهای قدیمی و ساخت، وحدهای جدید دارند که مثل نیروی انسانی عظیم شرکت بدون استفاده مانده! کارکنان باتجربه بعد از بازنشستگی به حال خود رها میشوند واز تجربیات انها استفاده نمی شود
۱۱- راهکار اساسی تجدید نظر در چینش نیروی انسانی و بکارگیری مدیران شایسته وخلاق است .با مجموعه فعلی در همچنان بر همان پایه معیوب گذشته می چرخد! لذا کاری از پیش نمی رود!
۱۲- تهدیدها باید سریعا شناسایی شوند برای مقابله با آنها از عموم کارکنان وکارشناسان نظر خواهی شود و نظرات بسرعت اجرایی شوند مثلا منسوخ و فرسوده بودن تجهیزات و ضررهای اقتصادی و خطرات ایمنی ناشی از آن باید بسرعت شناسایی شده و برای جایگزینی آن با فناوری روز دنیا اقدام شود. خیلی از واحدهای تولیدی نیاز به بازنگری و revamp دارند. چون در غیراینصورت در آینده با مشکل و حتی بن بست روبرو خواهندشد!
۱۳- در حوزه امور اداری همچنان انجام بسیاری از کارها روندی آهسته دارد و با وجودیکه دنیا به سمت سیستم های الکترونیک و بدون کاغذ paperless پیش می رود ما همچنان اندر خم یک کوچه ایم! همچنان نامه نگاری وکاغذ بازی paper work و بوروکراسی bureaucracy در جربان است کارکنان انگیره ای برای انجام وظائف ندارند و همان نامه های کاغذی هم در پیچ و خم های اداری گم می شوند!
سازمان اداری باید بسرعت نوسازی و چابک شود و دستورالعمل های دست وپا گیر و تشریفات اداری بیهوده کنار گذاشته شوند