مجردها بخوانند!
مجرد ماندن طبیعی نیست
بچه دار نشدن طبیعی نیست
به نمونه عملی زیر دقت کنیدکه همین دیشب رخ داده!

عسل خانوم تحصیلات دانشگاهی دارد ۴۱سالگی را رد کرده است و بزودی در اسفندماه امسال وارد ۴۲ سالگی می شود.
تنها زندگی می کند. خانه و ماشین دارد شاغل است و زندگی مستقلی دارد
ولی همچنان مجرد مانده است!
بخاطر کاریر شغلی در زمینه بازرگانی و نیز علاقه به مسافرت به اغلب نقاط ایران از قشم وکیش تا کردستان و آذربایجان سفر کرده است
علاوه بر آن به کشورهای متعددی هم سفر کرده و خلاصه خانوم سرد و گرم چشیده ای است.
ولی همچنان در آسمانها و رویاهای دست نیافتنی سیر می کند!
وهمچنان در انتظار همسر رویایی است که از آسمان فرود آید!
اما غافل از اینکه چنین معجزه ای رخ نداده و نخواهد داد!
او همین دیشب به تازه ترین خواستگار زمینی هم پاسخ منفی داد!
(خواستگاری که ویژگیهای خیلی خوب و حتی منحصربفردی داشت. طرز فکر و علائق اش شباهت خیلی زیادی به عسل خانوم داشت این دو می توانستند زوج خوشبخت و همسران مناسبی برای یکدیگر باشند. ولی خانوم
به این بهانه که اختلاف سنی زیاد است! او را رد کرد! البته این شاید فقط یک بهانه بود. شاید چهره طرف مقابل را نپسندیده؟!
ولی خودش گفته بود زیبا ترین چهره هم عادی می شود واین خلق و خو منش آدمهاست که مهم است!
ولی از من میشنوید او هم مثل اغلب دخترهایی که از این شعارهای کلیشه ای پوچ می دهند به حرفی که زده بود باور نداشت چون تا قیافه طرف رو دید بهانه هایش هم ردیف شد!!
لابد انتظار داشت یک جنتلمن زیبا و همسن خودش یا نهایتا سه چهار سال بزرگتر نصیبش شود!
ولی او خبر ندارد که چنین جنتلمنی اگر هم پیدا شود ...
خیلی راحت می تواند با دختری سی ساله یا حداکثر ۳۵ ساله وجوانتر از او ازدواج کند زنیکه همچنان توان فرزند آوری هم داشته باشد.
چنین جنتلمنی سراغ عسل نمی آید!
آنهم عسلی که با چشمان ریز و بینی عمل کرده و دهان بیش از حد گشادش و این اخلاق و منش خودخواهانه ای که دارد و همچنان غرق در توهم است جذابیت آنچنانی هم ندارد.
ولی عسل بجای شوهر کردن و بچه دار شدن، تنهائیش را با سگ پر کرده است! غافل از اینکه نیاز عاطفی انسانها به جفت و فرزندآوری که طی هزاران سال بشکلی جنون آمیز در لذت جنسی بروز پیدا کرده با نگهداری سگ و فرافکنی هایی از این نوع برطرف نمی شود!

او می گوید می خواهد از زندگی لذت ببرد و دو مسئله برایش مهم است:
یکی اینکه با همسرش اختلاف سن زیادی نداشته باشد
و بعدی هم بچه دار شدن است!
او می گوید:
(من ممکن است وارد یک زندگی مشترک بشوم که اصلا نخواهم بچه دار شوم! یا بلعکس
ولی کلا دوست ندارم اختلاف سنی زیادی با بچه ام داشته باشم!!
یک جورایی دلم می خواهد از زندگی لذت ببرم و بچه جز این لذت ها نیست!!
و در شرایط کنونی جامعه اساسا دوست ندارم باعث به دنیا آمدن بچه ای با این شرایط شوم!
و احساس کمبودی هم از نداشتن بچه ندارم.)

آری وقتی ترتیب sequence زندگی طبیعی به هم می خورد یعنی دختری که اوج باروریش در سن ۲۳ سالگی است به بهانه های واهی و سخت گیری های بی مورد آنقدر تعلل می کند تا از مرز چهل سالگی هم عبور می کند در نهایت این بیراهه به بن بستی منتهی می شود که دیگر پیدا کردن همسر مناسب خیلی دشوار می شود... فرزند آوری که اساس و یکی از هدفهای اصلی ازدواج است با ریسک بالا مواجه می شود.
اختلاف سنی مادر و بچه زیاد می شود امکان ازدواج با
شوهر جوان خیلی کم میشود
این وضعیت بغرنج افتادن در بن بستی است که برون رفتن از آن ناممکن است.
وقتی زنی ( یا مردی فرق نمی کند) علاقه به ازدواج ندارد و اساسا چنین نیازی در خود احساس نمی کند! ...
وقتی فرزند آوری برایش لذت بخش نیست!
بکذارید بی پرده بگویم چنین شخصی غیر طبیعی است و پیشنهاد می کنم در اسرع وقت به یک روانپزشک یا روانشناس با تجربه مراجعه کند!